مشاوره اینترنتی

  • مطالبی در مورد مشاوره کودک و نوجوان

    امروزه آموزش با شیوه های نوینی ارائه میشود و یکی از این شیوه ها آموزش مجازی میباشد که از جهات مختلفی همچون صرفه جویی در زمان و مکان به صرفه میباشد. نخستین گام در راستای آموزش مجازی را میتوان فرهنگ سازی ،ایجاد اعتماد و باور مردم نسبت به کیفیت بالای آموزش و مدرک آن عنوان کرد. این مرکز با بیش از ۱۰۰ مدرس و اعضای هیئت علمی دانشگاه قرارداد همکاری در جهت تدوین محتوا اعم از جزوات درسی ، امکانات مولتی مدیا و همچنین ضبط فیلم های آموزشی نموده است .
    در حال حاضر مرکز پارس با اخذ مجوزهای لازم اقدام به آماده سازی بیش از ۴۰۰ دوره ی آموزشی در شاخه های مختلف علمی نموده است. یکی از این دوره ها ، دوره آموزشی روانشناسی کودک و نوجوان یک دوره آموزشی بسیار کاربردی و علمی زیر گروه شاخه روانشناسی در مرکز آموزش مجازی پارس می باشد.

    مقدمه: ( روانشناسی کودک و نوجوان )
    روانشناسی  عبارت است از مطالعه و شناخت علمی چگونگی و چرایی ابعاد مختلف رفتار موجود زنده، به ویژه انسان. در این تعریف بیشترین توجه به رفتار و جنبه های مختلف آن است. به دیگر سخن، به یك معنا می توان روان شناسی را رفتار شناسی نامید، چرا كه موضوع اصلی روان شناسی به عنوان یك علم رفتاری ، مطالعه فعالیت ها و واكنش های حیوان وانسان در شرایط و موقیعت های مختلف است.
    و اما منظور از " رفتار" آن دسته از حالت ها، عادت ها، فعالیت ها، كنش ها و واكنش های نسبتاً پایداری است كه از انسان سر می زند و همواره قابل مشاهده، اندازه گیری ، ارزیابی و پیش بینی است.
    رفتارهای انسانی را می توان به انواع مختلف تقسیم كرد، از جمله:
    رفتار شخصی
     رفتاری است كه كاملاً جنبه شخصی دارد، مثلاً فردی همواره لباس قهوه ای رنگ می پوشد و یا عادت دارد روزی سه مرتبه مسواك بزند.
    رفتار شغلی
     یعنی رفتار خاص یا عادتی كه انسان در كار و حرفه از خود نشان می دهد، مثلاً همیشه بعد از نماز صبح كارش را شروع می كند ویا همواره با دو انگشت تایپ می نماید.
    رفتار تحصیلی
    عبارت است از رفتار كودك یا بزرگسال در ارتباط با امور تحصیلی، فی المثل دانش آموزی همیشه قبل از تدریس معلم درس مورد نظر را مطالعه می كند و یا این كه برای یادگیری بهتر خلاصه نویسی كرده، با صدای بلند درس می خواند.
    رفتار اجتماعی:
    رفتار فرد در تعاملات بین فردی و معاشرت های اجتماعی است، به عنوان نمونه خوش قول بودن و تقدم درسلام داشتن.
    در ارزیابی رفتار باید توجه كرد كه رفتار چه كسی، در چه شرایط و موقعیتی و با چه فراوانی و شدتی مورد بررسی قرار می گیرد؛ چرا كه زمانی می توانیم برداشت وتفسیر جامعی از رفتار یك فرد داشته باشیم كه شرایط زمانی و مكانی، موقعیت بروز رفتار و ویژگی های زیستی ، ذهنی و روانی وی را مورد توجه كافی قرار دهیم.
    شاخه های مختلف روان شناسی
    از زمانی كه روان شناسی به عنوان یك علم مستقل مطرح شده است، روان شناسان در زمینه موضوعات خاص، پژوهش های فراوانی به عمل آورده اند، به گونه ای كه امروزه شاهد شعب و شاخه های مختلف روان شناسی هستیم.
    متداول ترین شاخ های روان شناسی عبارت است از:
    روان شناسی رشد و كودك
    روان شناسی كودك به مطالعه مستمر رشد از زمان تشكیل نطفه تا دوران بلوغ و نوجوانی می پردازد.
    موضوعاتی از قبیل نقش وراثت و محیط در شكل گیری شخصیت كودك، چگونگی رشد بدنی، ذهنی،عاطفی، كلامی، اجتماعی ، حسی و حركتی، همچنین نحوه بازی، خویشتن داری، تقلید و همانند سازی كودك و نوجوان و تحولات دوران بلوغ در این شاخه از روان شناسی مورد مطالعه و بررسی قرار می گیرد.
    روان شناسی شخصیت
    در این شاخه از روان شناسی ابعاد مختلف شخصیت، جنبه های ادراكی، هیجانی، ارادی و بدنی افراد و چگونگی سازگاری فرد با محیط مورد مطالعه قرار می گیرد.

     

    روان شناسی اجتماعی
    روان شناسی اجتماعی ازتعامل فرد واجتماع، قانون های روانی گروه ها و سازمان های اجتماعی بحث می كند و در زمینه هایی از قبیل: معیارها و هنجارهای اجتماعی، مناسبات بین گروهی، باورهای عام، تكوین بازخوردها وتغییرنگرش ها و نقش رسانه ای جمعی به مطالعه و تحقیق می پردازد.
    روان شناسی بالینی
    این رشته از روان شناسی ویژگی های شخصیتی، اختلالات عاطفی و مشكلات رفتاری افراد را با بهره گیری از ابزارهای روان شناختی مورد بررسی ودرمان قرار می دهد.
    روان شناسی مرضی
    در این شاخه از روان شناسی اختلالات عاطفی و رفتاری و بیماری های مختلف روانی مورد بررسی قرار گرفته، روش های درمانی متداول در جهت حفظ بهداشت روانی ارائه می شود.
    ۶- روان شناسی كودكان استثنایی
    روان شناسی كودكان استثنایی به مطالعه ویژگی های جسمی، روانی، حسی، حركتی، شناختی و اجتماعی كودكان عقب مانده ذهنی، نابینا و نیمه نابینا، ناشنوا و نیمه ناشنوا، ناسازگار، مصروع، كودكان معلول جسمی- حركتی، دانش آموزان مبتلا به اختلال خاص در یادگیری و كودكان و نوجوانان تیز هوش و خلاق می پردازد. این شاخه از روان شناسی همچنین در زمینه علل مختلف معلولیت، راه های پیشگیری از معلولیت و روش های اصلاح و ترمیم نارسایی ها و اختلالات رفتاری مباحثی را مطرح می كند.
    ۷- روانشناسی تربیتی
    این رشته ازروان شناسی كه درواقع مهمترین وكاربردی ترین رشته های روان شناسی است، تلاش دارد اصول، قوانین و یافته های روان شناسی و شاخه های مختلف آن را در قلمرو تعلیم و تربیت مورد استفاده قرار دهد. در روان شناسی تربیتی موضوعاتی از قبیل: روشهای مختلف یادگیری و قوانین آن، فرایند تفكر و اندیشیدن، یادآوری و به یادسپاری، حافظه و فراموشی، هوش و انگیزش، سنجش و اندازه گیری و كاربرد آزمون های روانی، نقش معلم و متعلم در انتقال یادگیری، شرایط و موقعیت یادگیری، انضباط و پیشرفت تحصیلی مورد توجه و مطالعه قرار می گیرد.

    روانشناسی تربیتی و قلمرو آن
    همان گونه كه پیش تر اشاره شد موضوع اصلی روان شناسی تربیتی یا پرورشی به كار بستن قواعد و یافته های شاخه های مختلف روان شناسی در فرایند تعلیم و تربیت است. به عبارت دیگر هدف اصلی روان شناسی تربیتی توجه عمیق به امر مهم آموزش و پرورش و پرداختن به عوامل مؤثر در یادگیری، پیشرفت تحصیلی، سازگاری، تحول ذهنی و روانی و رشد متعادل انسان است.
    اركان اصلی روان شناسی تربیتی
    به طور خلاصه می توان موضوعات، پایه ها یا اركان اصلی روان شناسی تربیتی را در هفت محور زیر مورد توجه قرار داد:
    قوانین و عوامل موثر در فرایند یادگیری
    ویژگی های یادگیرنده یا تربیت شونده
    موضوع یادگیری یا پیام تربیتی
    موقیعت یادگیری یا شرایط انتقال پیام تربیتی
    وش های تعلیم و تربیت یا انتقال پیام
    ویژگی های مربی یا انتقال دهنده پیام
    ارزیابی و ارزش سنجی

    روانشناسی کودک و نوجوان
    روانشناسی کودک از نظر کلی بحث تازه و مستقلی است که دربارهٔ هوشیاری و بیداری روان کودک و تأثیر آن در رشد و نمو تدریجی او گفتگو می‌کند. و به ما می‌آٰموزد این موجود کوچک و ناتوان که یک روز یک قطعه گوشت و پوست ناتوان بوده چگونه رفتار و کردار خود را در این جهان وسیع آموخته و با چه شرایطی به دوران جوانی رسیده است. پرورش تدریجی روان کودک با آنچه که مربوط به رشد و پیشرفت اعضاء بدنی و مراحل بلوغ اوست کاملاً متفاوت و جدا از هم هستند و این دو مرحله مستقل دارای شرایط مخصوصی است که هر دو به موازات هم پیش می‌روند و از یکدیگر کمک می‌گیرند از آن گذشته برای شناختن مراحل روانی کودک کافی نیست که کودک را از زمان به دنیا آمدن مورد مطالعه قرار دهیم زیرا قبل از به‌ دنیا آمدن در زمانی‌که نطفهٔ او بسته می‌شود در آن محیط تنگ و تاریک بدون آنکه ما بدانیم عوامل و شرایطی وجود دارد که اساس زندگی او پایه‌گذاری می‌شود و از این نتیجه می‌گیریم که از یک نقطه‌نظر تئوری روانشناسی کودک بایستی از زمان قبل از تولد مورد بررسی قرار گیرد و بدانیم که این کودک در کدام محیط و تحت کدام شرایط و از کدام پدر و مادر به‌وجود آمده و این خود بحث بسیار مفصل و پیچیده‌ای است که پایه آن بر روی قوانین توارث استوار می‌گردد و بعد از تولید شرایط آموزش و پرورش و بسیاری عوامل دیگر در پیشرفت اعضاء بدن و سلسله اعصاب او مؤثر است و با عواملی که در رشد و نمو اعضاء بدن تأثیر دارد. روان او نیر در کش و قوس تحولات زندگی مراحل خود را خواه، ناخواه می‌پیماید.
    البته شرایط محیطی نیز از نقطه‌نظر جسمی و روانی در او و در سازندگی شخصیت او تأثیر دارد و اگر اعضاء بدن کودک از روی سیستم مخصوص رشد نماید در شکوفندگی و پیشرفت قوای روانی او بی‌تأثیر نخواهد بود و به‌عبارت ساده در روانشناسی کودک، کودک را برای خودش مطالعه می‌کنند و روانشناس باید بداند خصوصیات ارثی عامل مهمی در عقب ماندن و یا جلو افتادن شرایط روانی کودک به‌شمار می‌آید. باید اضافه کنیم مسئله ژن‌شناسی و عوامل ارثی چون موضوع بسیار پیچیده‌ای بود تا مدت‌ها کسی به آن توجه نداشت ولی از قرن نوزدهم این مسئله اساسی در روانشناس کودک جای خود را باز کرد و دانشمندان توجه بسیار به آن نموده و دانستند که قسمت مهم و عامل اصلی پیشرفت روان کودک زمانی پایه‌گذاری می‌شود که هنوز کودک به‌دنیا نیامده است دلیل آن بسیار روشن است در خانواده‌ای که ۲ یا ۳ فرزند زندگی می‌کنند. فرزندان یک مادر و پدر از لحاظ روانی و استعداد با هم فرق دارند، یکی از آنها با هوش و دیگری کندذهن و سومی فاقد احساسات و صفات انسانی است در حالی‌که هر سه آنها تحت یک برنامه و شرایط مساوی به‌وجود آمده‌اند اما اگر زمان نطفه‌گذاری را با شرایط زندگی پدر و مادر مورد مطالعه قرار دهیم مشاهده می‌شود که این پدر و مادر در تمام ادوار زندگی دارای یک نوع حالت روانی نبوده و شرایط زندگی هر زمان با زمان دیگر فرق داشته است
    . بنابراین تمام شرایط زندگی و عوامل روانی در پایه‌گذاری وجود کودک خواه ناخواه دارای استعداد یا تمایلاتی است که قبل از تولد بنیان نهاده شده محیط خارج و روش تعلیم و تربیت نیز تا اندازه‌ای تمایلات و خصوصیات او را تحت‌تأثیر قرار می‌دهد. بنابراین روانشناسان کودک در حالی‌که پیشروی روان او را مطالعه می‌کنند باید بدانند اساس هستی این کودک با چه شرایطی پایه‌گذاری شده و بعد از تولید محیط و اطرافیان چه تأثیری در او باقی گذاشته‌اند. کسی‌که روان کودک را مورد مطالعه قرار می‌دهند از عواملی که باعث پیدایش این خصوصیات شده باید آگاهی کامل داشته باشد در زمان گذشته کودک را به‌نام اینکه کودک بود، به او توجهی نداشتند و تربیت و پرورش او را نیز از وظایف لازم نمی‌شمردند اما امروز به این نکته توجه دارند که کودک یک انسان کوچکی است و بایستی روح و روان و جسم او به موازات هم و به شرایط مساوی پرورش نماید و اگر در امور جسمی او نواقصی موجود است در رفع آن بکوشد زیرا اگر به‌طور مثال کودک دیرتر از زمان معین راه رفتن را یاد بگیرد این ناتوانی در روان او اثر خواهد گذاشت به این معنی‌که هر ناتوانی جسمی در عقب انداختن هشیاری روانی او پی اثر نخواهد بود. تست‌ها و آزمایش‌های روانی این مشکل را تا اندازه‌ای حل کرده و روانشناس با کمک آزمایش‌های لازم روح و جسم کودک را به یک نسبت مساوی پرورش می‌دهد تا بتواند از یک کودک خردسال و ناتوان در آینده یک انسان کامل و بدون عیب و نقص بسازد. روان‌شناس کودک این مسائل را با ما گفتگو می‌کند: کودک شما در چه شرایطی به‌وجود آمده و بعد از تولد و چه وظایفی و تکالیفی را برای پرورش او بر عهده دارید – و البته اگر این روش درست، با سیستم‌های امروزی دنبال شود، بدون تردید کودکان امروز که پدران و مادران آینده به‌شمار می‌روند از لحاظ روانی بدون نقص و عیب وارد جامعه خواهند شد .

    تربیت فرزندان
    همهٔ پدران و مادران در سال‌های اولیه تربیت فرزندان خود با مشکلاتی از قبیل عدم اطمینان و یا اینکه ممکن است در تربیت آنها اشتباه بکنند، مواجه هستند و خواهان مشاوره برای حل این مشکلات هستند. آنها می‌خواهند بدانند:
    چگونه می‌توان گریه کودک را کنترل کرد؟
    یا اینکه در چه سنی آموزش توالت رفتن باید شروع شود و اینکار چگونه باید انجام شود؟
    یا اینکه چه مقدار غذا در هر وعده به کودک باید داده شود؟
    یا چطور باید از عهدهٔ خشم کودک برآئیم؟
    گاهی والدین کودکانشان را غیرقابل کنترل می‌یابند و به همین دلیل، آنها غصه‌دار، ناراحت و عصبانی می‌شوند. چنین والدینی به جائی می‌رسند که احساس می‌کنند که باید خارج از خانواده دخالت و یا راهنمائی صورت پذیرد تا یک رابطهٔ مؤثر و رضایت‌بخش در بین اعضاء خانواده برقرار شود.
    مشکلات رفتاری که بسیاری از کودکان در سال‌های اولیه از خود نشان می‌دهند، سرانجام برطرف می‌شوند. ولی گروهی از کودکان هستند که مشکلات آنها تداوم می‌یابد. پیش‌بینی اینکه کدام دسته از کودکان شامل این گروه هستند، این امکان وجود دارد که بتوان حدس زد، کدام یک از گروه‌های کودکان مشکلاتشان تداوم می‌یابد.
    والدین؛ اثرگذارترین الگو مربیان، مهم ترین راهنما

    خانواده پایدارترین و موثرترین گروه اولیه است که در تکوین شخصیت کودک و نوجوان تاثیر به سزایی را ایفا می کند. دلیل اصلی این تاثیر نوع روابط و ماهیت تعاملی است که بین اعضای آن جاری است.از نخستین لحظاتی که فرد حیات خود را آغاز می کند در درون خانواده قرار دارد و تا پایان زندگی نیز به نوعی از آن متاثر خواهد شد. آثار تربیتی خانواده بر فرد به اندازه ای عمیق است که به مسیر بعدی زندگی جهت می دهد و فعالیت های تربیتی معلمان و مربیان کمتر در این تاثیر خانوادگی تغییرات اساسی به وجود می آورد. هر یک از صفات الهی باید به نوعی در نهاد مقدس خانواده جلوه گر باشد اگر چنین چیزی تحقق پیدا کند، خانواده فرزندانی الهی با ویژگی های رحمانی و انسانی تربیت خواهد کرد و در غیر این صورت افراد مطلوبی پرورش نخواهند یافت.
    دلیل اصلی تاثیرپذیری فرزندان از خانواده الگو بودن پدر و مادر برای آن هاست. در نظر فرزندان پدر و مادر مهم ترین و زیباترین شخصیت و کامل ترین انسان به حساب می آیند و آن چه که از والدین سر می زند برای آنان مطلوب ترین رفتار است و به همین دلیل با رفتار و عملکرد پدر و مادر خود همانندسازی می کنند و سعی دارند خود را به همان شکل درآورند. معلم نیز باید از مکانیسم تاثیر خانواده بر کودک آگاهی کافی داشته باشد. ضرورت و اهمیت این آگاهی در آن است که معلم و والدین باغبانان گل های زندگی یعنی کودکان هستند و شناخت متقابل این دو و هم سویی آنان در پرورش فرزندان امری ضروری است.
    گلستانی را در نظر بگیرید که در آن دو باغبان به پرورش گل ها می پردازند. اگر هر کدام از آن ها بی خبر از دیگری به گل ها آب بدهد، ممکن است باغبان دیگر نیز همان کار را تکرار کند و یا به امید دیگری از گل ها مراقبت نکند که هر دوی این حالت ها برای پرورش گل زیان بار است و نتیجه این ناهماهنگی پژمردن گل هاست! اگر معلم در مدرسه به نوعی فعالیت داشته باشد و پدر با مادر در خانواده به طور دیگری رفتار کنند، روی دانش آموز آثار منفی برجای خواهند گذاشت چرا که پیام تربیتی باید وحدت داشته باشد تا تاثیر بگذارد. اگر ۲ پیام متضاد به دانش آموز برسد باعث سردرگمی و تعارض او شده و مانع آن می شود که جهت تربیتی سالم خود را بیابد. برای مثال وقتی که معلمی دانش آموز دختری را به رعایت حجاب دعوت می کند، خانواده و به خصوص مادر نیز باید همین پیام را به او القا کند. زیرا اگر مادر با رفتار و کردار خود به حجاب بی اعتنایی و بی تفاوتی نشان دهد، کودک در پیدا کردن الگوی تربیتی با مشکلات جدی مواجه خواهد شد پس چه نیکوست که والدین و مربیان از نقش عظیم و موثر خود در تربیت کودکان و وظیفه انسان سازی خویش آگاه باشند و به خوبی به آن عمل کنند.

    تعلیم و تربیت چیست؟

    ”بچه باتربیت“: آیا هرگز در مورد این اصطلاح، که به‌عنوان قدردانی از والدینی که نقش خود را خوب ایفاء کرده‌اند به‌کار برده می‌شود اما در حقیقت تنها گویای ادب و رفتار خوب در سر میز غذا و در اجتماع است، فکر کرده‌اید؟
    اصطلاح ”بچهٔ تربیت“ هم دربارهٔ کودکی به‌کار می‌رود که ”ادب ندارد“ به بزرگتر‌ها سلام نمی‌کند، حرف‌های بد می‌زند و هنگام غذا خوردن آرنج‌هایش را روی میز می‌گذارد فقط همین. در این اصطلاح رایج تعلیم و تربیت اصلاً شجاعت، اراده، صداقت، راستگوئی، شخصیت و ابتکار کودک مطرح نیست.
    کلمات تأثیر خود را می‌گذارند. از فرط شنیدن اصطلاح‌های ”یا تربیت“ و ”بی‌تربیت“ با مفهومی که در بالا آمد، پدران و مادران واقعاً خیال می‌کنند که تعلیم و تربیت قبل از هر چیز به معنی یاد دادن رفتار مؤدبانه است. بدین‌گونه که دختر بچه‌ای که آرام و ساکت روی صندلی می‌نشیند، صدایش درنمی‌آید، هرگز درخواست شیرینی نمی‌کند، تحسین مادران همسایه را برنمی‌انگیزد. در صورتی‌که در مورد پسربچه‌ای که شلوغ و پرسر و صدا است، قبل از اینکه بستنی را تعارفش کنند از آن درخواست می‌کند و به میان حرف بزرگ‌ترها دود بد قضاوت می‌کند. در هر دو حالت، جای بسی تأسف است که رفتارهای از کودک را که هیچ رابطه‌ای با شخصیت او ندارد ملاک قرار می‌دهند.
    پرورش دادن یک کودک، مسلماً به معنی آموختن رفتار صحیح و مرتب بودن نیز هست. ادب لازم است. طفلی که آداب معاشرت نمی‌داند، در آینده در رنج خواهد بود اما تعلیم و تربیت چیز دیگری است. تعلیم و تربیت به معنای هنر راهنمائی طفل در طول رشد او است تا کودک بتواند رشدی هماهنگ داشته باشد و هیچ چیز مانع از آن نگردد. رشد را چگونه می‌توان خلاصه کرد؟ رشد و نمو به مفهوم جدائی تدریجی طفل از گهواره و از وابستگی کامل به شما است، تا بتواند در آینده فردی بالغ، آزاد و مستقل باشد. اما انسان یکباره در ۱۸ سالگی بالغ نمی‌شود. تعلیم بلوغ سال‌ها طول می‌کشد و به قیمت جدائی‌های قدیمی به‌دست می‌آید. تولد، از شیرگرفتن، مدرسه، همه و همه به کودک می‌آموزد که به‌تدریج از شما جدا شود. گوئی کودک از همان آغاز می‌داند که سرنوشتش این است که شما را ترک کند، و به همین دلیل است که حتی هنگامی‌که هنوز نمی‌تواند خوب راه برود از اینکه می‌خواهید دست او را بگیرید عصبانی می‌شود. تازه دو کلمه یاد گرفته که فریاد می‌زند: ”من دیگه بچه نیستم!“، و در بین صحبت‌هایش مدام عبارت : ”وقتی بزرگ شدم“ به گوش می‌رسد. اگر می‌خواهد مثل بابا، مامان و یا مثل یک خواهر بزرگتر عمل کند برای این است که علاقه دارد هر کاری را تنها انجام دهد. اگر می‌خواهد لیوان آب خویش را خودش تنها و بدون کمک شما در دست بگیرد، ادا نیست. اگر در خیابان می‌خواهد دست شما را ول کند، و یا اگر در آینده مایل است بدون شما به مدرسه برود. این خواست طبیعی اوست. این تکامل و تمایل او را نشان می‌دهد که به‌تدریج رو به پیشرفت است.
    آیا فکر نمی‌کنید که با شناخت این مطلب همه چیز روشن می‌شود؟ کودکی را که می‌تواند راه برود در کالسکه‌اش می‌گذارند. طفل سه ساله را که می‌خواهد مثل برادرش به کودکستان برود نزد خود نگه می‌دارند و مرتب به او می‌گویند: ”تو هنوز خیلی کوچک هستی“، تمام اینها با رشد او مغایرت دارد. نگاهی به پیرامون خود بیندازید، آیا اینطور نیست؟ اغلب در مقابل تمایل کودک به بزرگ شدن، گوئی خواست ناخودآگاه پدر و مادر این است که فرزندانشان کوچک بماند. در این‌ صورت آرزوی کودک نامفهوم و سرخورده باقی می‌ماند. اگر با پای فردی در حال رشد، همیشه یک شماره کفش بپوشانند، این فرد بزرگ می‌شود ولی پاهائی زشت و بدقواره خواهد داشت، به همین صورت، اگر از دادن آزادی که طفل برای رشد خود به آن احتیاج دارد خودداری کنید، در هر صورت او تکامل می‌یابد ولی در زندگی فردی گوشه‌گیر، کز کرده و ناراحت خواهد بود.
    بنابراین، ناراحت نشوید اگر دست کودکتان را ول کنید، او را گم نخواهید کرد. بر عکس از این آزادی که به او داده‌اید از شما سپاسگزار خواهد بود. بدین ترتیب که اگر تنها در حیاط است، برایتان گل می‌کند و یا اگر تنها به مسافرت می‌رود، برایتان نامه می‌نویسد. در طول زندگی بعضی از روابط از بین می‌روند و برخی دیگر ایجاد می‌شوند.
    دربارهٔ بسیاری رودخانه‌ها چنین گفته می‌شود که: ”جریانی تند و نامنظم دارند“. رشد و تکامل کودک همانند جریان رود است. خیز می‌گیرد، از موانع عبور می‌کند، می‌جهد و جلو می‌رود در نتیجه حرکتش بر خلاف آنی است که خیلی‌ها تصور می‌کنند. برای عدهٔ زیادی رشد و نمو به مثابهٔ یک پیشرفت کند و منظم به‌سوی تکامل است که همان بلوغ باشد. چه اشتباهی! به صرف اینکه طفل بزرگ می‌شود نمی‌توان گفت که هر روز پیشرفتی به‌سوی عقل، هوش، ظرافت و فرمانبرداری انجام دهد. نه، بلکه دو پا به جلو برمی‌دارد سپس یک پا به عقب، به موانع زیادی برمی‌خورد که در طول رشد او نقش قرمز را دارند. اما اگر فرزندتان در مقابل مانعی قرار گیرد، قضاوت در این باره که آیا می‌تواند از آن عبور کند به عهدهٔ شما است. آیا او به اندازه کافی از نظر جسمی قوی هست که تنها راه برود؟ آیا از نظر عاطفی قدرت این را دارد که پانزده روز از شما دور بماند؟ پاسخ دادن به این سؤال‌ها یکی از مشکلات تعلیم و تربیت است.
    پرورش کودک فقط به این محدود نمی‌شود که بگذارید استعدادهایشان شکوفا شود موانع را از سر راهش بردارید و به رشد او کمک کنید.
    پرورش‌دهنده کار دیگری نیز دارد. او باید کودک را به طرف ذوق و قریحه‌اش راهنمائی کند تا طفل بتواند به آن جامعٔ عمل بپوشاند. زیرا برای اینکه آدم در زندگی کسی باشد فقط بالغ شدن کافی نیست. فرد زمانی به شکوفائی می‌رسد که بتواند قریحهٔ خود را عملی کند و آن چیزی بشود که به خاطرش به دنیا آمده است: مهندس یا هنرمند، کاسب یا حسابدار و خلاصه اینکه ”تربیت خوب“ یعنی اینکه اجازه دهیم کودک همانی بشود که باید باشد).
    کودکی که طبعی هنرمند دارد، اگر خوب تربیت شود در بزرگی هنرمند خوب و برجسته‌ای خواهد شد.
    آموزش، تنبیه، تشویق
    محیط ایده‌آل محیطی است که در آن، طفل در دبستان از امکانات آموزشی بسیار عالی برخوردار است و در منزل هم گذشته از کمک والدین با سواد، از انواع و اقسام سرگرمی‌های آموزنده برخوردار است.
    منظور ما محیطی است که در آن طفل معصوم بعد از صرف ۴ یا ۵ ساعت از بهترین ساعات عمر خود در مدرسه، ساعات بیکاری را با بازی فوتبال در کوچه‌ها و درگیری با پسر همسایه پر می‌کند. روشهای آموزشی که در گذشته با تنبیه بدنی همراه بود ، کاملا نکوهیده و در خور ملامت است.
    در بعضی مدارس دانش آموزان می‌بایست کتکهای روز جمعه را پنجشنبه نوش جان می‌کردند و یا سیاه کردن انگشتان به وسیله مداد که در اکثر مواقع توانایی انجام تکالیف را از دانش آموزان به کلی سلب می‌کرد. در این دوره متاسفانه، بعضی از مواقع دانش آموزان با مساله کتک کاری نوعی زندگی مسالمت آمیز را در پیش می گرفتند؛به این صورت که تنبیه شدن از بخشهای لاینفک آموزشگاهی آنان شده بود هدف این گونه تنبیهات جز خشونت و رفع عقده نبوده است.
    این اعمال کاملا غیرانسانی و با اصول انسانی سازگار نیستند و نخواهند بود. بتدریج با گذشت زمان ، از شدت این گونه تنبیهات کاسته و تهدید جایگزین آن شد. تهدیدی جدی و البته گاهی موارد، در قالب تشویق ! همان سیاست تنبیه و تشویق یا چماق و شیرینی.
    در این نوع از محیطهای آموزشی که چند سالی به طول انجامید دانش آموز می دانست که تنها با ارائه درست درس می‌تواند از زیر ضربات طاقت فرسای اولیای آموزشگاه جان سالم به در برده و تشویق‌های آنان یا اولیای خانه و حتی دوست و آشنا را به قیمت صرف وقت گرانبهایش با خواندن اجباری چند کتاب با جملات قلنبه سلنبه ، متوجه خود سازد. در چنین محیطهایی، از یکسو از بیم تنبیه ها و از سوی دیگر در مواجهه با تشویق‌های کذایی، عمر دانش آموز تلف می‌شد طی این دوره ، دانش آموز لحظه‌ای درس را برای درس نخواندند. هدفشان از درس خواندن یا اصولا فرار از تنبیه بود ، یا وصال به تشویق ! نتیجه این که میل باطنی نقشی نداشت.
    امکانات آموزشی برای دانش آموزان محرکی مثبت است ، اگر این عنصر نباشد، رکود خودنمایی می‌کند و در نتیجه استعدادها از بین می روند. باید به نحوی محرکی را به وجود آورد تا این استعدادها پژمرده نشوند. امروزه عنصر تشویق ، به تنهایی نقش بازی می کند و با کمی دقت می‌توان دریافت که چقدر نتیجه این بازی مایه تاسف است ؛ چرا که هدف دانش آموز، کسب تشویق خواهد شد نه کسب دانش. جالب این که، خارج از چارچوب درس و مدرسه ، مطالعه کتب ساده و یا مشکل ، همراه با لذتی وصف نشدنی است چون نه تشویقی در کار است و نه تنبیه.
    میل باطنی فعال شده و نقشش را بخوبی ایفاء می‌کند اما این زمان برای خیلی‌ها زیاد به طول نمی‌انجامد؛ چرا که وحشت از آینده که خود معلول عواملی از جمله بیکاری ، فقر مادی ، نابسامانی‌های اقتصادی ، اجتماعی است ، مسیر مطالعه را تغییر می‌دهد. قصور در امر مطالعه ویران کننده سعادت آینده است درس را باید در آرامش فکری خواند. هیچ یک از موارد به تنهایی موثر نخواهند بود ، اگر امکانات آموزشی کافی در دسترس نباشد.
    نقش والدین در تربیت فرزندان‌
    والدین در تربیت فرزندان خود نقش مهم و سرنوشت‌سازی دارند. آنان باید برای فرزندان خود دوست و محرم باشند. دوستی پدر و مادر با فرزندان سبب می‌‌شود تا آنان بتوانند بدون ترس، مشکلات، دیده‌ها و شنیده‌های خود را به والدین بگویند.
    پدران و مادران از آنجایی که با فکر، شخصیت و اخلاق فرزندان خود، آشنا هستند می‌‌توانند راهنمای خوبی برای آنان باشند.
    متاسفانه بسیاری از آسیب‌ها توسط والدین و مربیان ناآگاه، از روی دلسوزی و محبت بی‌جا برای فرزندان ایجاد می‌‌شود.
    برای اینکه فرزندانتان خوب تربیت شوند و از آسیب‌های رفتاری و اخلاقی در امان باشند به نکته‌های زیر توجه کنید:
    • در کارهای تربیتی عجله نکنید. آرام حرکت کنید تا به سرعت به هدف‌های خود برسید و بدانید که در مسائل تربیتی، خیلی وقت‌ها سکوت کردن از حرف زدن مهم‌تر است.
    • در محبت کردن، حد وسط را رعایت کنید و موقعیتی را ایجاد کنید تا فرزندان، خودشان تربیت را قبول کنند.
    • در تربیت دینی در نظر داشته باشید که هدف به وجود آوردن علاقه به مسایل دینی در فرزندان است.
    اگر در تربیت، فرزندان، آمادگی نداشته باشند، تربیت اثر ندارد. همان طوری که اگر ریشه‌ی درخت در خاک نباشد، هر چقدر آب هم روی آن بریزید، فایده‌ای ندارد. همچنین سعی کنید به چیزی که می‌‌گویید عمل کنید تا فرزندان نیز به آن عمل کنند.‌به تفاوت‌های فردی فرزندانتان توجه کنید و به آنان احترام بگذارید. به علاوه سعی کنید راهی که برای تربیت فرزندان خود به کار می‌‌برید غیر مستقیم باشد؛ زیرا اثر آن بیشتر است از دعوا کردن یا بی‌توجه بودن نسبت به فرزندان خودداری و از تنبیه بدنی آنان پرهیز کنید.

    استعدادهای گوناگون فرزندانتان را بشناسید.

    والدین در خانه و معلّمان در مدارس، عادت دارند برای دانش آموزی ارزش فوق العاده قایل شوند که در درس های زبان، ریاضی و یا علوم تجربی استعداد خوبی از خود نشان بدهد و اگر این دانش آموز در امتحان نهائی نمره ی خوبی از این درس ها بگیرد، او را جزو دانش آموزان فوق العاده و نابغه به حساب می آورند. و به سایر استعدادهای او اهمیّت نمی دهند. این نگرش باعث می شود تا والدین و معلّمان فقط به دانش آموزانی توجّه نشان دهندکه در دروس فوق استعداد درخشانی دارند و بقیّه ی دانش آموزان علی رغم دارا بودن استعداد در دیگر رشته ها، از دایره توجّه مربّیان خارج می شوند. این نگاه کوته بینانه باعث عصیان بسیاری از دانش آموزان می شود، چون آن ها نه در نظام تربیتی خانه و نه در نظام آموزشی مدرسه، جایگاه واقعی خود را پیدا نکرده اند و به استعدادهایشان بهایی داده نشده است.
    ما از فرزندانمان توقّع داریم تا چشم بسته تابع دیدگاه ما باشند و بدون در نظر گرفتن استعدادها و امکاناتی که دارند از آن ها انتظار داریم برای پیشرفت و ترقّی خود در مسیری حرکت کنند که ما برای آن ها ترسیم می کنیم، در حالی که آن ها در درون خود به دنبال چیز دیگری هستند، اما نمی توانند آن را بیان کنند، چون سیستم آموزشی و اجتماعی به آن توجه نمی کند. به همین خاطر هم والدین و هم معلمان در رابطه با دانش آموزان با مشکلات زیادی مواجه می شوند. ما با خطر انحطاط سیستم آموزشی مواجه هستیم زیرا در مسیر استعدادهای طبیعی فرزندانمان قدم برنمی داریم. معیار برتری از دیدگاه ما، محدود و مربوط به گذشته است، به همین خاطر هر پدر و مادری آرزو می کند که فرزندش، پزشک یا مهندس شود و سایر حرفه ها و گرایش ها از اهمیّت ساقط می شوند. حکمت خداوند بر این قرار گرفت که انسان ها متفاوت آفریده شوند و برای هر انسانی استعدادهای متنوعی بیافریند و همین امر باعث حرکت، رشد و توسعه و تکامل زندگی انسان ها می شود.
    در این جا مفهوم استعدادهای گوناگون مطرح می شود تا نسبت به رفتار خود و فرزندان مان با دیدی جامع وهمه جانبه بازنگری کنیم و نقاط قوّت و ضعف خود را آشکارا ببینیم. این مفهوم جدید باعث می شود تا طرز تفکّر مردم و حتّی تحقیقات متعارف، روند صحیحی به خود بگیرد، چرا که اکثر پژوهش های علمی در زمینه استعدادها، محدود به استعدادها و هوشمندی های خاصّی است و بسیاری از استعدادها به دست فراموشی سپرده شده است. مفهوم استعدادهای گوناگون به ما می فهماند که خداوند هیچ انسانی را از هیچ استعدادی محروم نساخته است. در درون هر کدام از ما گنجی نهفته است که اگر بتوانیم آن را کشف کرده و از آن استفاده کنیم، در سازندگی جامعه اثرگذار خواهیم بود.

    انواع استعدادها و ویژگی های آن
    ۱-استعداد و هوشمندی زبانی: این اشخاص استعداد خاصی در مطالعه کردن و استفاده هوشمندانه از کلمات جهت ابراز احساسات خود دارند، به همین دلیل در معاشرت با دیگران خوش مشرب و موقعیّت شناس هستند. حتّی در شوخی کردن با دیگران موقعیّت زمانی و مکانی را در نظر می گیرند.این اشخاص می توانند نویسنده، شاعر، سخنور و یا روزنامه نگار شوند.
    ۲-استعداد ریاضی: این گونه اشخاص استعداد خاصّی در بازی با اعداد و رموز و حلّ مسایل ریاضی و درک رابطه موجود بین اعداد و مجهولات دارند. قدرت خاصی در رسم منحنی و نمودارها و همچنین استدلال و حل معادلات چند مجهولی دارند و در نهایت می توانند ریاضی دان و یا فیزیک دان و یا کارشناس مسایل اقتصادی باشند.
    ۳-استعداد تخیل: قدرت و استعداد این اشخاص در تخیل، نقاشی، طراحی، استفاده از رنگ ها، سایه ها، بافندگی، تقلید، عکس برداری، انتخاب صحیح اشکال و حجم آن ها است. این هوشمندی را در نقّاشان و مجسمه سازان و به طور کلّی هنرمندان و مهندسان طراح می توان یافت.
    ۴-استعداد اجتماعی شدن: استعداد این اشخاص در درک نیازها و انگیزه های دیگران است. این افراد در فعّالیّت های گروهی و رهبری این فعّالیّت ها تخصّص دارند. نظریّات خود را خیلی راحت به دیگران ارایه می دهند و خود نیز از نظرات و پیشنهادهای آن ها استقبال می کنند و به عبارتی با مردم زود می جوشند. رهبران و مصلحان و کسانی که علاقه به فعّالیّت های اجتماعی و سیاسی و گروهی دارند چنین استعدادی دارند.

    ۵-استعداد تفکر عمیق (درون گرایی)این قبیل اشخاص سعی می کنند استعدادها و احساسات درونی خود را کشف کنند. همچنین این قدرت را دارند تا درباره ی چند موضوع، در یک زمان دقیق و عمیق تمرکز کنند. همیشه در حال بررسی اندیشه و احساسات و طرح های دیگران هستند و استعداد خیال پردازی فوق العاده دارند، این نوع هوشمندی را می توان نزد فلاسفه و اندیشمندان و برنامه ریزان و روان شناسان یافت.

    ۶- استعداد بدنی- حرکتی: این اشخاص، استعداد خاصی در استفاده از اندام های خود دارند (حرکت چشم ها، عضلات صورت، دست ها و سایر اندام های بدن) این افراد می توانند نقش های مختلف بازیگری را ایفا کنند و بعضی ها استعداد خاصی در پانتومیم دارند. این نوع هوشمندی را می توان در میان ستاره های معروف ورزشی یافت مانند: بازیکنان فوتبال، ژیمناستیک و …
    ۷- استعداد موسیقی و صدا: این اشخاص قدرت تشخیص بسیار دقیق صداها و همچنین استعداد آهنگ سازی دارند.

    ۸- استعداد پیش بینی (حس ششم) بعضی افراد استعداد خاصی در پیش بینی و پیش گویی دارند، البته نمی توان تفسیر منطقی برای آن پیدا کرد، ظاهراً بصیرت و پاکی خاصی دارند و آن ها را قادر به پیش بینی حوادث به شکلی واضح تر و روشن تر از بقیّه ی مردم می نماید. شخصی که چنین استعدادی دارد خودش نمی داند چگونه این کار را می کند. گاهی اوقات این اشخاص افکار دیگران را می خوانند. این استعداد بسیار نادر است.

    ۹-استعداد وجدانی:مفهوم جدیدی از هوشمندی است که دانیل ژولمان آن را شرح داده است.این کشف، انعکاس وسیعی پیدا کرد و معلوم شد که موفّقیّت بسیاری از بزرگان تاریخ در این استعداد نهفته است. چنین شخصی نسبت به توانایی خود آگاه است و آن را در عمل نشان می دهد.این شخص معمولاً سرزنده و پرهیجان است و اندیشه های مثبت و انگیزه قوی برای کار و تولید و موفّقیّت دارد، علاوه بر آن استعداد درک، همکاری، همدردی و همنوایی با دیگران را دارد. از مهارت های اجتماعی فوق العاده ای بهره مند است. به گونه ای که فرصت های موفّقیّت و پیشرفت برای او همیشه مهیّا است. این اشخاص به خاطر نوع رفتار و معاشرتی که دارند از محبوبیّت خاصی در میان مردم برخوردارند. یکی دیگر از صفات این افراد تحمّل مشکلات و سختی ها است که هیچ گاه آن ها را مایوس نمی کند، و برای رسیدن به اهداف خود همیشه امیدوار هستند.

    ۱۰-استعداد عملی(مکانیکی یا دستی) استعداد این شخص کار کردن با ابزار آلات است. این استعداد را می توان از دوران بچگی کشف کرد. بعضی از کودکان کم حرفند، ولی می بینیم که مشغول باز و بسته کردن وسایل برقی مانند رادیو و یا تلویزیون و … هستند. حتّی در بازی با اسباب بازی اوّلین کاری که می کنند جدا کردن تمام قطعات آن و بستن دوباره آن هاست. این گونه افراد معمولاً بیشتر با وسایل و ابزارآلات معاشرت می کنند تا با مردم.
    ۱۱- استعداد معنوی: حتماً در زندگی با افرادی برخورد کردید که در صورت آن ها نوعی پاکی و معنویتی خاص مشاهده می شود. هنگام نگاه کردن به آن ها احساس آرامش می کنید چون هنگام نزدیک شدن به آن ها احساس می کنید دنیا در آرامش است و با آن ها به سوی دنیای پاکی و صلح در حال پروازید. ماهیچ گاه معاشرت با چنین افرادی را فراموش نخواهیم کرد چون برخورد آن ها حالتی از اطمینان و آرامش در روحمان بر جای می گذارد. این نوع استعداد معمولاً در میان رهبران دینی و روحانی دیده می شود که تاثیر فراوانی روی پیروان خود دارند نه به خاطر سخنان منطقی و مستدل آن ها بلکه به دلیل معنویت، آرامش و صداقت در کلام و عشق و مهربانی و سعه صدر آن هاست.
    با بررسی انواع استعدادها حتماً به این نتیجه رسیده اید که تا چه حد استعداد های خود و فرزندانمان را فراموش کرده ایم. پس لازم است در سیستم تربیتی و آموزشی ما بازنگری شود و تمامی استعدادها را در نظر بگیرند. در این صورت بسیاری از استعدادهایی که در ما و فرزندانمان وجود دارد شکوفا خواهد شد.

    شكل دهی به شخصیت كودكان
    هر پدر و مادری خواهان داشتن فرزندی با استعدادهای درخشان، مستقل و درعین حال انعطاف پذیر است و از اینكه نحوة تربیت آنان نتواند درشكل دهی مؤثّر ومفیدبه شخصيّت این فرزندان اثرگذار باشد، ابراز نگرانی می كند. برخی از روانپزشكان معتقدند كه اگرچه ویژگیهای زیستی افراد نقش بسزایی درشكل دهی شخصيّت آنان ایفا می كنند، لیكن بسیاری از والدین قادرند طبیعت فرد را تربیت نمایند. مباحث زیر چكیده ای از راهكارهای آنان هستند :

    درك و تشخیـــص نــــوع شخصيّت:
    همچنان كه گفته شدبعضی از متخصّصین امور روانی نكتة اصلی در پرورش كودكان را درك نوع شخصيّت آنان می دانند و از آنجایی كه به وجود ۵ نوع مشخّص از شخصيّت معتقد می باشند، لذا براین باور ندكه والدین قادرند ازهمان ابتدا نوع شخصيّت فرزندان خود را تشخیص دهند و از این شناخت بعنوان وسیله ای درراستای كمك به آنان استفاده نموده، این كودكان را بعنوان افرادی خلّاق و یا بعبارتی به نمونه ای سالم در نوع شخصيّتی خود مبدّل سازند. نوزادان با گرایشهای فیزیكی مختلفی كه پایه در اصول بیولژیكی ( زیستی )، ژنتیكی و محیطی آنان دارند و درطيّ مراحل تحوّلی پیش از تولّد، بدنبال رشد سیستم عصبیشان، شكل می گیرند، بدنیا می آیند. درنتیجه مراقبین آنان قادرند مشخّص كنند كه آیا نوع شخصيّتی این نوزادان ازانواع مشكلساز است و یا ممكن است بعنوان افراد مفیدی تلقّی گردند. گرین اسپن در این زمینه چنین توضیح می دهد كه درسالهای اوّليّة حیات، سیستم اعصاب هنوزاز انعطاف پذیری بالایی برخوردار است و بدین ترتیب حقیقتا می توان نحوة عمل آن راتغییر داد. وی درادامه اظهار میدارد كه: نكتة مهم آن است كه مامی خواهیم چگونه طبیعت نوزادمان راتربیت كنیم ویا چگونه می خواهیم به كودكمان كمك كنیم تا از فردی ترسو و مضطرب به انسانی با اعتماد بنفس و شهامت تبدیل شود. دربرخی موارد، شخصيّت كودك ازهمان هشت ماه اوّل زندگیش قابل تشخیص است و با گذر زمان، هنگامی كه به یك نوزاد نو پا یا كودكی درسنّ پیش دبستانی تبدیل می گردد، كاملا معلوم است كه وی كودكی خجالتی بوده در برخورد با مسائل مختلف گوشهای خود را می گیرد، فرار می كند و به هر چیزی ضربه می زند و یا ممكن است فردی لجوج، اهل مجادله، در خود فرورفته، بسیار گیج ( حتّی با مشكل در تعیین جهت ) و یا مستقلّ باشد.
    انــــــواع شخصيّـــــــــت
    الف ) حسّــــاس :
    این نوزادان، كودكان و یا حتّی بزرگسالان بسیار حسّاس هستند و فطرتا گرایش زیادی به ترسو یا مضطرب بودن دارند. سابقا تصوّر می شد كه این افراد مصداق كاملی ازانسانهای ترسو، محتاط و خجالتی هستند، اما امروزه به این نتیجه كه به این شكل نیست، چراكه این كودكان نسبت به محركهای اساسی مانند تماسهای بدنی ( لمس ) و صداها، حسّاس می باشند و بعنوان نمونه صدای گربه برای آنها به مثابه صدای غرّش شیر جلوه می كند. بنابراین وقتی این كودكان در كلاسهای پرهیاهوی پیش دبستانی قرار می گیرند، بسیار ترسو بنظر می رسند و این در حالی است كه درخانه از رفتار خوبی برخوردارند. به بیانی دیگر ظرفيّت آنان محدود است ودرنتیجه مهم آنست كه مراقبین كودكان دارای شخصيّتی حسّاس، لازم است بگونه ای آرامش بخش رفتار كرده برای آموزش رفتارهای مطلوب به آنها ، گام به گام پیش روند. اگر ما به یك چنین كودكی، ازطریق ایجاد محیط پرورشی صحیح و امن كمك كنیم، پیشرفت زیادی نشان می دهد و اعتماد بنفس و شهامت لازم را كسب می نماید؛ ولی در مقابل اگر ما دربرابر آنان تسلیم شویم، از آنها افرادی ترسو و مضطرب با گرایش زیاد به افسردگی ساخته ایم.
    ب ) جســــور و فعّــــــــال :
    این كودكان نسبت به كسب درون دادهای حسی تمایل و اشتیاق زیادی نشان میدهند و بعنوان نمونه می بینیم كه با گشتن درمحیط اطراف خود سعی دردستیابی به نكات جدید دارند. این افراد از نظر شخصيّتی میتوانند دارای نگرشی منفی با روحيّه ای ضدّ اجتماعی باشند و یا درمقابل قادرند رشد وپیشرفت نموده به افرادی با روحيّة رهبريّت و كوشا در ایجاد شرایط جدید و یا سیاستمداری موفّق تبدیل گردند. هنگامیكه درمورد كودك حسّاس نسبت به صداها و تماسهای بدنی صحبت می كنیم، می بینیم كه آنان از حسّاسيّت بالایی برخوردارند ولی با بررسی گروه دوم در می یابیم كه دربرابر محرّكهای مذكور حسّاسيّت بسیار كمتری نشان میدهند و بعنوان نمونه تمایل زیادی به صداهای بلند داشته نسبت به درد وتنبیهات دیگران حسّاسيّتی بروز نمی دهند و حتّی از آن لذّت هم می برند ؛ امّا باید توجّه كرد كه این امر بدلیل نیاز به دریافت مقادیر زیادی از محرّكات است نه بدلیل بی تفاوتی نسبت به تحقیر ویا داشتن روحی پست. بااین تفاسیر ممكن است كودكان مذكور به اشتباه پرخاشگر شناخته شوند و اگر به جای درمان فقط بر آرام نمودن او پافشاری گردد، قطعا با گذر زمان به فردی پرخاشگر تبدیل خواهند شد. دربرخورد بااین گروه لازم است تعدادی دستور العمل را آماده نموده، در اختیار او قراردهیم تا بداند انتظارات ما از او چیست و باید به این نكته توجّه شود كه از تنبیه و كنار كشیدن او ازجمع خودداری نموده، ضروری است تا با ایجاد محیطی بالنده و مناسب به پرورش او بپردازیم.

    ج ) در خـــود فــــرو رفتـــه / كــــم واكنـــش :
    این كودكان توانایی بروز احساسات خودرا ندارند و مایلند در خود فرورفته به رؤیاپردازی مشغول شوند؛ بعلاوه دربعضی از آنان هماهنگی كمی در اندامهای حركتی دیده شده اصطلاحا به تنش عضلانی كم مبتلا هستند. برای جلب توجّه او لازم است با صدای كاملا بلند صحبت كرده برای جلب توجّهش فعّاليّتها وحركات بدنی زیادی ضمن صحبت با او از خود نشان داد. این گروه از كودكان در گوشه ای نشسته، چنین وانمود می كنند كه با خود مشغول بازی هستند و تمایل زیادی نسبت به تنها ماندن نشان می دهند، بعلاوه به بازیهای كامپیوتری كه بیشتر جنبة فعّاليّتهای انفرادی دارند ابراز علاقه می نمایند. باتوجّه به مطالب مذكور چنانچه بتوانیم آنان راازعالم درونیشان بیرون بكشیم ودربرخوردبادیگران فرصت فرار به آنها ندهیم، قادرخواهیم بود افرادی بسیار خلّاق، گرم، دوست داشتنی و بعبارتی پرورش یافته به اجتماع تحویل دهیم.

    بازدید: 5

  • خانواده – مهر ۹۴

    با سلام خدمت خانم دکترناموران

    دبیر و دانشجوی دکترا هستم.۱۵ ساله که ازدواج کردم.همسرم لیسانس و شغل آزاد داره و یک پسر ۱۲ ساله دارم. زندگی ارام و مورد دلخواهمان را داریم.سه سال قبل متوجه خیانت همسرم شدم.البته یک سال تمام طول کشید و من چیزی نگفتم.اخرش هم برادرم تلفنی اون خانم رو تهدید کردو مساله تموم شدوبین من و همسرم هیچ صحبتی در این مورد پیش نیومد.انگار نه انگار که اتفاقی افتاده.مهر ماه ۹۳ دوباره متوجه تلفن های مشکوک به همسرم شدم.بی توجهی به من واین که بیشتر اوقات تو فکر بود دوباره منو متوجه خیانتش به من کرد.یک ماه هیچی نگفتم تا از این مساله مطمئن بشم.بعد از یک ماه با خونسردی باهاش صحبت کردم که اگه از زندگی با من راضی نیست من هیچ مشکلی ندارم و این زندگی رو تموم کنیم.شروع به گریه کردن کرد و معذرت خواهی و این که مساله ی خاصی نیست و از این حرفها.مشکل من از اون روز شروع شده. همش تو این فکرم که دوباره داره خیانت میکنه.بهش اعتماد ندارم. دائما تلفنشو کنترل میکنم. روزی چند بار زنگ میزنم که کجایی و اگه تلفنش اشغال باشه حتما تلفنشو کنترل میکنم که اون ساعت با کی حرف میزده.دیگه دارم دیوونه میشم. هر لحظه با این عذاب فکری که همسترت بهت خیانت میکنه زندگی میکنم.نمیدونم چی کار کنم. وافعا به کمک و راهنمایی شما نیاز دارم.

     

    با سلام

    مشاوره حضوری داشته باشید. تا بشه کامل بررسی و علتیابی کرده و مداخله نمود.

    بازدید: 0

  • خانواده

    با سلام و عرض ادب

    من یه مشکلی دارم که به هیچ کس نمیتونم بگم.لطفا کمکم کنید.

    من دو ساله ازدواج کردم و خونه خوددمم.

    حدود یه سال قبل متوجه شدم وقتی خونه نیستم همسرم سایت های سکسی میره.. وقتی خونه تنهاست این کارو میکنه….

    خیلی ناراحت شدم اون هنیشه میگه من بهترین زن رو دارم….تو بی نظیری… ما اصلا هیچ مشکلی نداریم هر دو تحصیل کرده و عاقلیم. گفتم حتما من نمی تونم ارضاش کنم.خیلی سعی کردم. ولی با این همه دیدم به کارش داره ادامه میده.. تصا این که یه ماه قبل براش نامه نوشتم و گفتم اگه مشکلی هست بهم بگو.چبگو.چرا همچین سایتایی میری…

    اومد پیشم کلی ناراحت بود…. گفت تو راس میگی.. من با تو چیزی کم ندارم… احساس میکنم معتاد شدم و به کسی نمیتونستم بگم…. خیلی سبک شدم… چرا بهم زودتر نگفتی… کمکم کن درمانش کنم… سعییمیکنم با خودم مبارزه کنم

    میدونم اعتمادتو بهم از دست دادی… ولی تو رو خدا اعتناد کن…  کاش زودتر میگفتی که میدونی

    من هیچ کمبودی با تو ندارم……

    تو این مدت چیزی ندیدم.. به نظرتون من باید چیکار کنم؟؟؟؟

    خواهشا راهنماییم کنین

    با سلام

    دوست عزیز گام اول در جهت حل مساله مناسب بوده است، درک همسر و کمک به ایشان در جهت حل مساله تاثیر روانی خوبی خواهد داشت .

    جهت کمک تخصصی به همسر توصیه می شود با مشاور متخصصی در این زمینه (به طور حضوری ) مشورت صورت گیرد.

    مریم چوبدار 

    روانشناس

     

    بازدید: 0

  • خانواده

    سلام و خسته نباشید.من همسرم دو سه سالی میشه حس میکنم خیلی بیتفاوته به من و بچم…..دارم دیوونه میشم

    تلوزیون و فیلم و فوتبال جای مارو گرفته…..

    اصلا احساساتش رو بروز نمیده…. کلا بیخیال

    تورو خدا کمکم کنید….

    دیگه دارم به طلاق فک میکنم…. الان طلاق عاطفی گرفتیم

    کمکم کنید تورو خدا

    چیکار کنم؟؟؟؟

    با سلام

    گاها عدم توجه به نیازهای همسر (نیازهای پنهان ) و عدم ارتباط صحیح با همسر به عنوان ماشه چکانی است که بین زوجین شکاف ایجاد می کند.

    متاسفانه دوست عزیز چون اطلاعات کافی در اختیار نگذاشته اید ،لذا علت یابی مسئله ممکن نیست و بهتر است از طریق زوج درمانی در جهت حل مساله گام بردارید.

    مریم چوبدار

    روانشناس

    بازدید: 0

  • خانواده

     

    من به پسری۴ساله دارم که خیلی شلوغ و پر هیجان است و فکر می کنم من در این ۲ سال خیلی عصبی شده ام و بر سر پسرم داد میزنم چگونه باید با او رفتار کنم متشکر

     

    با سلام برای آشنایی با روش های اصلاح رفتار می توانید به کتاب های معتبر تربیت کودک که در لیست کتاب ها ی ما موجود است مراجعه فرمائید و یا با مشاوره روان شناختی روش عملی و مطمئنی را بدین منظور در پیش گیرید. 

    ناموران
    موفق باشید

    بازدید: 0

  • خانواده

    با سلام بنده ۳۰ساله در حدود ۵ سال است که متاهل هستم از اوایل زندگی با همسرم به دلیل اشتراک کاری بابرادرش دچار مشکل هستم ایشان زندگی مستقل برای من فراهم نکرده اند وبا خانواده همسرم زندگی میکنم لازم به ذکر است که بنده شاغل هستم اوایل زندگی به دلیل قرض زیادی که برادر شوهرم داشت خیلی کمک میکردم ولی با گذشت زمان ونیازهای مالی فراوان خودمان که حتی یک خانه هم نداریم دیگر کمک نمی کنم واقدام به خرید خانه کردهام متاسفانه همسرم اصلا با من همکاری نمی کند وبه من بی محلی میکند ما نزدیک ۲ ماه است که رابطه جنسی با هم نداشته ایم خیلی اذیت می شوم از اینکه شوهرم اصلا به فکر زندگی خودش نیست به نظر شما این زندگی می تواند ادامه داشته باشد در ضمن همسرم مشکل ناباروری داشته و حاضر به حل این مشکل نیز نیست به من بگویید چه کنم با تشکر

     

    با سلام خدمت خواهر محترم
    شما اول بهتر است تعیین کنید که آیا در موقعیت حل تعارض هستید یا تصمیم گیری و حل مساله سپس متناسب با موقعیت پیش بروید که حضور یک مشاور با تجربه به شما کمک بسزایی خواهد کرد.


    موفق باشید
    ناموران
    دانشجوی دکتری تخصصی

     

    بازدید: 0

  • خانواده

    اساتید محترم 
    با سلام : من دو تا دختر دارم که یکی ۱۴ ساله و دیگری ۱۹ ساله که با مادرشان اختلاف دارند لطفا مرا راهنمایی کنید .

     

    جناب آقای قربانی
    سوال شما خیلی کلی است و اطلاعات کمی در بر دارد. میدانید که ابتدا در مشاوره ارزیابی و جمع آوری اطلاعات برای تعیین مسایل موجود میباشد.
    هرچند با این اطلاعان به نظر میرسد بلوغ و نوجوانی اولین موضوع در بروز اختلافات یا به قول ما تعارضهاست.
    برای بررسی بیشتر و کمک به شما مشاوره حضوری ضروری است.


    ناموران
    مدیر مرکز

    بازدید: 0

  • خانواده

    سلام من بعد ۵ سال متوجه شدم پدرم یک آدم دروغ گو هست و بی دلیل دروغ میگه طوری که من ۵ سال به خاطر یک دروغش غذاب وجدان بی خود داشتم و فکر میکردم زندگی کسی رو داغون کردم وتازگی ها هم فهمیدم چند سال پیش با یک زن رابطه داشته و منو مادرم رو میفرستاد مسافرت وان زن رو میاورد خونه ویک باز هم سر اون زن مادرم رو جلو خاله ودخترخالم کتک زد که چرا تلفن من زنگ زده تو جواب داذی گفتی شما کی هستی الان به شدت داغونم دائما اون صحنه سیلی خوردن مامانم میاد جلو چشمم احساسات عشق و تنفر شدیدی نسبت به پدرم دارم وفکر میکنم اون صحنه منو دچار پی تی اس دی کرده خودم میتونم پی تی اس دیمو درمان کنم چون دانشجوی روان شناسی هستم ولی نمیدونم با خشم واحساس گناه مزبوط به تنفر از پدرم رو چطور کنار بیام می خوام دوباره دوسش داشته باشم ولی نمیتونم دچار تضاد هستم ار این تنفرم احساس گناه میکنم

     

    دوست عزیز
    جداکردن خودتان از رابطه پدر و مادر و قاطی نشدنتان اولین راهکار است که به آن differentiation میگویند. سپس با تکنیک تغییر نگرش یا زاویه دید به این موضوع دوباره نگاه کنید. تا زوایای پنهان آن را در نظر آورید. در گام بعدی با نوشتن و پاره کردن خاطرات مربوطه میتوانید به تخلیه هیجانی برسید. آنگاه تکنیک بخشش را اجرا کنید تا از زندان یک خاطره منفی در گذشته رهایی پیدا کنید.


    موفق باشید
    ناموران
    دانشجوی دکتری تخصصی مشاوره

     

    بازدید: 0

  • خانواده

    باسلام من زن ۲۴ساله که ۷ماه زایمان کردم اما دچار افسردگی زایمان شدم که خیلی روزهای سختی باهمسرم داشتم و چون نمی تونسم به او محبت کنم بینمون خیلی مشکلات پیش اومد که من تا حدی تونستم از پس مشکلاتمان بر بیایم اما راهبطه همسر من اوایل خیلی عاشقانه بود اما بعد از ۴ سال رو به ضعف است و او می گوید دیگه احساس نمی کنم که باهم دوستیم ویا درد ودل ش را به من نمی گویید و از سر کار بر می گردد با اینترنت و کتاب مشغول است …و یک بار هم مسائل خوصوصیمان را به خوارش گفته بود یه بارم به خالش گفته بود من از زنم نفرت دارم البته این مربوط به اوایل زایمانم هست اما من چه طور می توانم این حالت اورا کنترل کنم ؟؟؟؟؟؟؟و راز دار بماند 
    مشکل بعدی من این است که وقتی من خانه نیشستم او به فیلمهای مبتزل نگاه کرده که من از ان پس به او بد بینم احساس می کنم هر وقت تنهاست کار خلافی می کند چه طور می توتنم افکارم را درست کنم؟؟؟؟؟؟؟

    سوال دیگرم مربوط به افکار منفی شدیدم هست!!!!!!!!نسبت به دخترم و همیشه اتفاق های بد ووشدید در ذهنم می اید و نسبت به شوهرم افکار خیانت …….نمی دانم چه طور مغزم را کنترل کنم دیوااااااااانه شده ام و از افکارم خسته شده ام مخصوصا افکار شکاک بودن نسبت به شوهرم که خانواده دوست است مزمانش را فقط با ماسپری می کند!

    ممنون که جوابم رو می دید

     

    دوست عزیز شما باید مشاوره حضوری داشته باشید

    ناموران

    موفق باشید

     

    بازدید: 0

  • خانواده

    سلام.
    ضمن خسته نباشید همسر بنده هفت ماه است که بچه دومش را به دنیا آورده .در دوران حاملگی دچار تشنج شده بود که بعداز بستری شدن در بیمارستان با سلامتی فارغ شد .در حین بارداری روابط زناشویی بسیار کمی داشتیم که آن را به خا طر بارداری میدانستم.
    بعد از زایمان هم این روال ادامه داشت تا اینکه یکی از اقوام نزدیک همسرم فوت کردند که این امر باعث تغییر حالت بسیار غیر عادی در همسرم شد(گریه های بیش از حد و نابه هنگام عصبانیت وعدم توجه به من وبچه هاو….)که بعد از کلی اختلاف من متوجه افسردگی وی شدم که خود او نیز این مسئله را تایید مینمایدو ادعا دارد که این افسردگی از زمان تشنج بارداری به وجود آمده است و ان را مخفی میکرده است. خواهشمندم بنده را راهنمایی فرمایید.با تشکر

     

    دوست عزیز 
    برای درمان افسردگی باید به روانشناس مراجعه حضوری بنماید

     

    بازدید: 0

  • خانواده

    سلام.خسته نباشید:
    شوهر من مدتی هست که از زندگی دلسرد شده و زندگی براش تکراری و یک نواخت شده و منم نمیدونم چه کاری بکنم تا دلگرم بشه. با من مشکلی نداره. فقط خیلی ناامیده.خواستم از شما کمک بگیرم. در ضمن ایشان اصلا روانشناسی رو قبول ندارن. من تصمیم گرفتم خودم به روانشناس مراجعه کنم. اگه امکان داره .بفرمایید من به کدوم یک از همکاراتون در این مورد میتونم مراجعه کنم. و هزینه هر سری مشاوره چنده؟شدیدا منتظر جوابتون هستم

     

    احتمالا رعایت تنوع در برنامه های زندگی رفتارها و تفریح با ایشان بتواند کمک کند ولی بررسی بیشتر لازم است که شما میتوانید با یکی از همکاران خانم ما مشاوره کنید فرقی هم نمیکند شما اگر به دفتر ما زنگ بزنید متصدی پذیرش شما را راهنمایی میکند.


    موفق باشید

    بازدید: 0

  • مشکل خانواده

    با سلام وخسته نباشید

    بنده۳۰ ساله متآهل صاحب یک پسر ۵ ساله هستم.۸ ساله که ازدواج کردم.اوایل با مشکلات زیادی که داشتیم خیلی احساس خوشبختی میکردم.ولی از زمانی که پسرم به دنیا اومده رفتارهای شوهرم خیلی تغییر کرده.بسیار بد دهن و پرخاشگر شده.حتی اگه محبت هم بکنه با بد دهنی.در ضمن پسرم هم اصلا حرف گوش نمیکنه.و وقتی حرفی رو که اون دلش میخواد نمیگی یا داد میزنه.یا اونقدر گریه میکنه تا خواستهاش بر اورده بشه.لطفا راهنماییم کنید دیگه تحملم تموم شده.

    با سلام برای درمان سیستم خانواده میتوانید از مشاوران ما بطور حضوری کمک بگیرید لذا میتوانید به شماره مرکز جهت رزرو وقت تماس بگیرید ۳۳۶۳۷۳۰ و گرنه نسخه کوتاهی برای این مشکلات وجود ندارد.




    موفق باشید

    بازدید: 0

  • وابستگی

    سلام خدمت استاد عزیزم خانوم ناموران..
    دختری ۲۳ ساله هستم مشکل من این هست که با هرکی که دوست میشم بهش وابسته میشم.و با این که از دوست داشتن طرفم اطلاع دارم ولی چون می بینن من وابسته شدم ترکم میکنن همیشه طرفی که ترک شده منم.در رابطه هام هم نه قهر میکنیم نه دعوا فقط سر این وابستگی هام تموم میکنیم در ضمن فکر کنم چون من با قصد ازدواج نزدیک میشم اونا نه اینطوری میشه.میخوام منو راهنمایی کنید در رابطه هام چجور رفتار کنم که طرف مقابل به من وابسته بشه و به من پیشنهاد ازدواج بده.یاد اوری کنم که من شخصییت مهر طلبی دارم

    دوست عزیز

    وابستگی شدید در روابط به رشد عاطفی و سبکهای دلبستگی شما مربوط است و بهتر است قبل از اینکه به ازدواج فکر کنید در فکر درمان و تعدیل سبک دلبستگی خود باشید. چون این مساله به خودی خود مشکل است و در رابطه با دیگران خصوصا همسر مشکلات عدیده ای را بروز میدهد. بنابراین مشاوره حضوری برای شما بیشتر کمک کننده است.

     

    موفق باشید.

    ناموران

    بازدید: 0

  • خانواده

    با سلام
    من و نامزدم ۱ ساله عقد کردیم بدون شناخت از هم دیگه ولی خونواده ها همدیگرو میشناختن
    حالا تو مسائلی با هم مشکل پیدا کردیم 

    یکی از مسائل اینه که خودمو خانواده مو تحقیر می کنه تو جمع خونوادش میگه باباش انطوریه مامانش اینطوریه وقتی که ازش گلایه می کنم می گه شوخی میکنم که همه بخندن.

    وفتی خونوادش بهم تیکه میندازن ازم حمایت نمی کنه میگه اونا دشمنت نیستن منم میگم چرا طوری برخورد می کنی که خونوادت اینطور یباهام حرف بزنن و …

    با تشکر

     

    با سلام و آرزوی موفقیت

     

    وجود مسایل جزیی یا کلی رفتاری و مشکلات رابطه ای در هر رابطه ای و برای هر فردی ممکن است بنابراین بهتره به جای فاجعه سازی و بزرگنمایی واقع بینانه به مساله نگاه کنید. احتمالا همسر شما نکات قوت زیادتری نیز دارد. خود شما هم مجموعه ای از صفات مثبت و منفی هستید. اما واقع بینی عمق مشکلات را کمتر کرده و برای جستجوی راه حل به شما کمک میکند تا قاطعانه برخورد نمایید

    برای رسیدن به هماهنگی بهتر است خودتان به همراه همسرتان تلاش کنید و بر سرمایه ها و قوتها تاکید و نقاط ضعف را اصلاح نمایید . برای کمک بهتر یا جهت مشاوره حضوری وقت بگیرید یا جهت هماهنگی راهنمایی تلفنی به مدت ۱۰ دقیقه با پذیرش

    هماهنگ نمایید

     

    موفق باشید

     

    ناموران دانشجوی دکتری مشاوره خانواده

     

    بازدید: 0

  • دختران وپسرانی که ازدواج نکردید صبر کنید…..

    دانستنی های قبل از ازدواج

    قبل از هر چیزی به خود ازدواج میپردازیم،هدف انسان از ازدواج و تشکیل خانواده چیست؟چه دلیلی دارد که بعد از پا نهادن به سن جوانی به فکر ازدواج بیاقتیم؟ازدواج

    ازدواج

    هر پسر و دختری که به سن رشد و بلوغ می‏رسند بزرگترین ‏آرزویشان این است که ازدواج کنند، با تاسیس زندگی مشترک زناشویی، استقلال و آزادی بیشتری بدست آورند، یار و مونس مهربان و محرم رازی‏ داشته باشند.

    آغاز زندگی سعادتمندانه خویش را از زمان ازدواج حساب‏ می‏کنند و برایش جشن می‏گیرند

    زن برای مرد آفریده شده و مرد برای زن، و مانند مغناطیسی یکدیگر را جذب می‏کنند

    زناشویی و تاسیس زندگی‏ مشترک خانوادگی یک خواسته طبیعی است که غرائزش در وجود انسانهانهاده شده است، و این خود یکی از نعمتهای بزرگ الهی است

    راستی به ‏غیر از کانون گرم خانوادگی کجا را سراغ دارید که برای جوانان پناهگاه‏ مطمئنی باشد؟ علاقه به خانواده است که جوانان را از افکار پراکنده واضطرابهای درونی نجات می‏دهد. در آنجاست که می‏توانند یار و مونس‏ با وفا و مهربانی پیدا کنند که در شدائد و گرفتاری ها یار و غم گسارشان‏ باشد

     

     

    دانستنی های قبل از ازدواج

     

    پیمان مقدس زناشویی رشته‏ ای است آسمانی که دلها را بهم پیوندمی‏زند، دلهای پریشان را آرامش می‏دهد افکار پراکنده را به یک هدف متوجه می‏سازد. خانه،جایگاه عشق و محبت،کانون انس و مودت و بهترین آسایشگاه است.

    برای شروع و اراده ازدواج چند نکته وجود دارد که در ادامه به بررسی آن ها خواهیم پرداخت.

    سه عامل مهم افراد را به طرف ازدواج و تشکیل خانواده سوق می دهد: نیاز اقتصادی، میل به فرزند و عشق. میل به فرزند که همان علاقمندی به بقای نسل و حفظ نوع می باشد، عشق یا لذت جنسی یا نیازهای اقتصادی به عنوان مقدمات وصول به این هدفند. بنابر نظریه کینک، جامعه شناس آمریکایی، از لحاظ جهان شناسی، وظیفه خانواده (زن و مرد) تنها امتداد نسل است و نیازهای اقتصادی یا شهوانی به عنوان مقدمه ای برای رسیدن به این هدف بزرگند.

    زمان مناسب برای ازدواج

    فهمیدن این که چه زمانی وقت ازدواج شماست کار ساده ای است:هر وقت از تنهایی خسته شدید و آمادگی پیدا کردید. اما این که بدانید انگیزه ازدواج تان واقعی است یا صرفا به خاطر فشار دیگران یا رودربایستی ازدواج می کنید، مساله مهمی است.

    خودتان را تنها نمی بینید

    وقتی به سال های آینده زندگی تان فکر می کنید و برای آینده تان برنامه می ریزید، در رویاهایی که می سازید مرد/ زن زندگی تان را هم کنار خودتان تصور می کنید. برای شمایی که آماده ازدواج هستید، همه چیز در سایه کسی که قرار است در کنارتان باشد، تعریف می شود و برنامه ریزی بدون در نظر گرفتن خواسته ها و محدودیت های او، معنایی ندارد.

     

    نکاتی که باید قبل از ازدواج بدانید  

    از تنهایی تان می گذرید

    برای شمایی که حالا بیشتر از همیشه آماده ساختن زندگی مشترک هستید، تلاش برای تنها بودن و خلوت کردن با خود، جایش را به میل کنار کسی بودن می دهد. اگر هنوز برای ازدواج کردن آماده نباشید، تنهایی برای تان حتی از بودن با او هم ارزشمندتر خواهد شد و به بهانه اینکه به فرصتی برای خلوت کردن با خود نیاز دارید، از بودن در کنار او طفره خواهید رفت.

    پرونده های گذشته را بسته اید

    شاید سابقه شکست های عاشقانه ای را در کارنامه داشته باشید اما اگر بی آنکه متوجه شده باشید، چند وقتی است به خاطر شکست های قدیمی تان عذاب نمی کشید، یعنی برای شروع یک رابطه جدید آماده اید.

    می خواهید بهتر از همیشه باشید

    ساختن یک زندگی خوب به شما برای تغییر انگیزه می دهد و از شما آدم بهتری می سازد. اگر آماده ازدواج باشید، با تمام توان تان برای برطرف کردن ضعف های تان تلاش خواهید کرد و حتی برای ساختن زندگی ای آرام تر و مرفه تر بیشتر از همیشه انرژی خواهید گذاشت. حتی اگر مال دنیا برای تان چندان ارزشی نداشته باشد، برای یک شروع بهتر بیشتر از همیشه کار خواهید کرد و از خواسته هایی که پیش از این به راحتی برآورده شان می کردید، خواهید گذشت تا به اندازه کافی برای ساختن زندگی تازه پس انداز داشته باشید. کار کردن بیشتر دیگر شما را عذاب نخواهد داد و به پس انداز نه به چشم محروم کردن خود از خواسته های تان، بلکه به عنوان تلاش برای هموار کردن جاده ای که با همسر آینده تان قرار است از آن بگذرید، نگاه خواهید کرد.

    می خواهید مادر/ پدر شوید

    مهم نیست که تا امروز به بچه دار شدن علاقه داشته اید یا نه و مهم نیست اگر تا امروز حتی یک نوزاد را هم در آغوش نگرفته باشید. اگر فکر ازدواج در ذهن تان حک شده باشد، از امروز بیشتر از قبل به مادر/ پدر شدن فکر خواهید کرد.

     

    شروع ازدواج و رهایی از تنهایی 

    می توانید اعتماد کنید

    زمانی که قدرت اعتماد کردن به دیگران را پیدا کرده اید، یعنی آماده ازدواج هستید و دوست دارید به کسی اعتماد و اتکا داشته باشید.

    نمی ترسید

    شما می دانید ساختن یک زندگی تازه کار آسانی نیست و قطعا چالش ها و سختی های زیادی را همراه می آورد، با این وجود آنقدر برای ساختن یک زندگی مشترک دلیل دارید که از سختی ها نترسید و آینده را مبهم و حتی وحشت آور تصور نکنید. این به معنای آن نیست که نگرانی نسبت به آینده ندارید. حتی گرفتن تصمیمی که به درست بودنش ایمان دارید هم می تواند نگران کننده باشد.

     

    قبل از ازدواج، این سوالات را از خود بپرسید:

    ازدواج یکی از مهمترین تصمیمات زندگی شماست، پس ارزش آن را دارد که پیش از اقدام برای ازدواج، در مورد این مساله مهم و چگونگی زندگی با همسر آینده خود کمی بیشتر تفکر کنید. به این منظور بهتر است سوالات زیر را از خود پرسش کنید:
    هدف اصلی من از ازدواج چیست ؟
    زوج بودن به چه معناست؟ 
    معیارهای انتخاب من کدامند؟
    همسر ایده آل من چه ویژگی های را باید دارا باشد و بهتر است چه ویژگی هایی را نداشته باشد؟

    همچنین بخوانید : تمام آنچه که باید در مورد ازدواج بدانیم!

    چقدر از ویژگی های جنس مخالفم اطلاعات دارم؟
    چقدر همسرداری می دانم و وظایف من به عنوان همسر چیست؟
    از نظر شما وفاداری چیست؟ و شما از این لحاظ در کجا قرار دارید؟
    از نظر شما تعهد چیست و چه ابعادی دارد؟ 
    آمادگی شما برای تعهد زندگی و پذیرفتن مسئولیت آن چقدر است؟
    انتظارات من از زندگی مشترک چیست؟
    آیا من برای ازدواج آماده ام؟

    وقتی به سوالات فوق پاسخ دادید، زمانی را برای علت دوست داشتن چیزهایی که فکر می کنید، به آنها علاقه مندید و یا گمان می کنید لازم است اطلاعات تان را راجع به آنها بالا ببرید و یا آن که آنها را در خزانه رفتاری و تفکری خود تقویت ویا حذف نمائید، بگذارید. به دیگر سخن ،به این سوال پاسخ قطعی بدهید که در درون خود چه چیزی حس می کنید که درصدد دستیابی به آن از طریق ازدواج هستید؟ به راستی نیاز واقعی شما به ازدواج برای چیست؟ آیا برای رضایت شخصی است، محبوبیت و یا به جا آوردن عرف اجتماعی؟

     

    سن مناسب برای ازدواج چه زمانی می باشد ؟

    اولین عامل شروع هر زندگی مشترک وجود بلوغ جسمی و جنسی و بلوغ عقلی و فکری است و افراد خواهان ازدواج باید به سنی برسند که بتوانند صمیمیت عاطفی و جنسی را در یک رابطه مبتنی بر تعهد تجربه کنند.

     

     

    سن ازدواج در دختر و پسر ها

    برای ازدواج علاوه بر نیاز به رشد جسمی و جنسی ، رشد روانی و اجتماعی نیز مورد نیاز است. در اواخر دوره نوجوانی رشد جنسی تقریبا کامل می شود و فرد توانایی تولید مثل پیدا می کند. در اواخر سنین نوجوانی اغلب دختران به فکر ازدواج می افتند، در حالیکه پسران در این سنین خواهان ازدواج نیستند. گرچه ازدواج تنها راه مشروع و سالم تأمین نیازهای جسمی و روانی نوجوانان است، ولی برای یک ازدواج موفق، آمادگی زیستی، روانی، مادی و اجتماعی لازم است. به همین جهت، متخصصان سن مناسب ازدواج را برای دختران ۱۸ تا ۲۴ سال و برای پسران ۲۴ تا ۲۸ سال توصیه می کنند. معمولا اختلاف سن ۲ تا ۶ سال بین دختر و پسر برای ازدواج توصیه می شود. در صورت داشتن ازدواج زودهنگام، بهتر است داشتن فرزند تا پس از ۲۰ سالگی به تعویق بیفتد. برای این منظور لازم است که زوجین با روش های صحیح تنظیم خانواده آشنا باشند.

    معیارهای یک ازدواج موفق چیست ؟

    انتخاب همسر از مهمترین تصمیمات فرد در زندگی است، زیرا می تواند آینده فرد را رقم بزند. تشکیل خانواده سالم، متعادل و پایدار مانند هر امر مهم دیگری به تفکر منطقی و تلاش و کوشش نیازمند است. جوان می بایستی بر اساس معیارهای اصولی، منطقی همسر آینده خود را شناسایی و انتخاب نماید و آنگاه به انجام پیوند زناشویی اقدام کند. بصورت کلی اصالت خانوادگی به عنوان اساسی ترین معیار انتخاب همسر شناخته می شود. ایمان، اخلاق نیکو و روان سالم، و تناسب زوجین در ویژگیهای ظاهری، سنی، تحصیلی، فرهنگی، تربیتی و اعتقادی از موارد اساسی در انتخاب همسر است.

    ازدواج های شتابزده صحیح است یا خیر؟

    امروزه ازدواجها به صورت شتاب زده انجام می شود و چون انسانها در برخوردهای اول رفتار و واقعیت وجودی خود را بروز نمی دهند پس از ازدواج، رفتارهای نمایشی همچون پرده ای کنار می رود و رفتارها و چهره واقعی دو زوج نمایان می شود.

     

    امروزه ازدواجها به صورت شتاب زده انجام می شود و چون انسانها در برخوردهای اول رفتار و واقعیت وجودی خود را بروز نمی دهند پس از ازدواج، رفتارهای نمایشی همچون پرده ای کنار می رود و رفتارها و چهره واقعی دو زوج نمایان می شود و در آن شرایط است که دو جوان احساس می کنند که به اندازه جغرافیای انسانی از یکدیگر فاصله دارند و وقتی راه حلی برای مسئله نیاموخته اند بنابراین به پاک کردن صورت مسئله اقدام می کنند و تقاضای طلاق می دهند.

     

    عواقب نا خوشایند ازدواج های شتابزده


    برکسی پوشیده نیست که آسیب هایی که در اثر افزایش طلاق و پدیده زنان مطلقه متوجه جامعه می کند قبل از هر چیز جوانان کشور را به خطر می اندازد بنابراین به نظر می رسد قبل از اینکه این معضل به یک بحران تبدیل شود باید اقدامات پیشگیرانه ای انجام داد.
    این اقدامات پیشگیرانه می تواند در قالب آموزش هایی برای جوانان در شناسایی معیارهای صحیح انتخاب همسر، قبل ازازدواج و همچنین آموزش هایی برای بهبود روابط زوجین بعد از ازدواج باشد.

     ازدواج، همسری و مهم تر از آن همسفری در جاده پرفراز و نشیب زندگی است. مسیر دراز عمر را با توشه ای فراوان و سازنده، و یاوری، همفکر و هماهنگ و شکیبا می توان به سلامت پیمود و به مقصد رساند.

    اهمیت شناخت رفتار همسر آینده با خانواده اش

    یکی از راه های شناسایی فرد مقابل شناخت خانواده اوست. خانواده ای که فرد در آن رشد کرده نشان می دهد که او چه تفکراتی دارد و در طول زمان چطور عمل می کند.

    هر کدام از ما هر قدر هم که روی رفتار خود تسلط داشته باشیم و شیوه های رفتاری خود را اصلاح کنیم باز در نهایت گرایش هایی به تربیت کودکی مان داریم و در ناخودآگاهمان الگویی از پدر و مادر گرفته ایم که در مواقعی از آن تبعیت می کنیم.

     

     

    شناخت فرد مورد نظر قبل از ازدواج

    درست مثل افرادی که در وضعیت های معمول لهجه ندارند اما وقتی عصبانی یا غمگین می شوند، لهجه یا گویش شهر مادری شان را به کار می برند. تسلط ما بر رفتارمان هم همیشه صد در صدی نیست و گاهی ممکن است آن را از دست بدهیم و مطابق با الگوهایی که از کودکی آموخته ایم رفتار کنیم.

    از سوی دیگر یکی از بهترین شیوه ها برای شناخت فرد مشاهده او در زمانی است که با خانواده اش در تعامل است. نحوه برخورد فرد با اعضای خانواده و پدر و مادر شاخصی از رفتار آینده او در یک ارتباط صمیمانه است نوع برخورد و رفتار فرد در خانواده اطلاعات بسیار زیادی به ما می دهدتا پیش بینی کنیم که بعد از ازدواج این فرد چگونه برخورد خواهد کرد.

     

    ۱۰ پیش شرط مهم برای ازدواج

     

    بسیاری از افراد، به خصوص جوان ها، تنها شرط لازم برای ازدواج را علاقه و عشق می دانند، در حالی که علاقه، تنها گزینه برای انتخاب همسر نیست و نکته های بسیار ظریفی وجود دارد که اگر قبل از ازدواج به آنها توجه نشود، می تواند در آینده دردسرساز شود. این مطلب به نکاتی می پردازد که بهتر است همه کسانی که قصد ازدواج دارند، به این نکته ها توجه کنند.

    ۱- سلامت جسم و روان 
    پسرها و دخترها قبل از ازدواج باید اطلاعاتی را درباره سلامت روانی و جسمانی همسر آینده خود کسب کنند. اگر سلامت جسمانی هر یک از آنها مشکلی داشته باشد، حتما باید در این باره به توافق برسند. در مورد سلامت روان نیز معمولا روان شناسی از تست های سنجش شخصیت و ویژگی های شخصیتی استفاده می کند. در صورتی که یکی از طرفین اختلال شخصیتی داشته باشد ازدواج با مشکل جدی روبرو خواهدشد.


    ۲- تناسب فرهنگی خانواده ها 
    وقتی دو نفر می خواهند با هم ازدواج کنند، باید خانواده های یکدیگر را بشناسند و تناسب فرهنگی طرفین و شباهت های بین دو خانواده را بسنجند. اینکه پسر یا دختر بگوید ما دیگر با خانواده هایمان زندگی نمی کنیم، حرف کاملا غلطی است. خانواده های ایرانی هنوز سنتی زندگی می کنند و پسرها و دخترها گرچه در خانه های مجزا زندگی می کنند ولی کامل از بدنه خانواده کنده نمی شوند. ایرانی ها بعد از ازدواج ارتباط خود را با خانواده و بستگانشان قطع نمی کنند و اگر ارتباط بین دو خانواده مشکل داشته باشد، رابطه زوج نیز تحت تاثیر قرار خواهدگرفت. بنابراین رضایت خانواده ها و حضور آنها در زندگی را نباید نادیده گرفت

    ۳- سوابق خانوادگی 
    خانواده های طرفین نیز باید از نظر سلامت روان بررسی شوند. پسر و دختری که خانواده خوبی دارند و ارتباط اعضای خانواده شفاف است، گرم و صمیمی هستند و در آن خشونت، طلاق و اعتیاد وجود ندارد، موردهای مناسبی برای ازدواجند در حالی که ازدواج با فرزندان خانواده های آشفته که مدام در حال نزاع، جر و بحث و درگیری اند و مشکلات خانوادگی زیادی دارند پرخطر محسوب می شود.

    ۴- سطح تحصیلات 
    سطح تحصیلات و تقعات از یکدیگر باید در نظر گرفته شود. بهتر است تفاوت سطح تحصیلات زوج چندان زیاد نباشد چون ممکن است در آینده با مشکل مواجه شوند.

    ۵- سطح درآمد 
    سطح درآمد و حتی نحوه پول خرج کردن طرفین نیز باید قبل از ازدواج مشخص شود و درباره اینکه هرکدام چقدر از درآمدشان را صرف خرج خانه خواهندکرد، باید دقیق و شفاف صحبت شود.

    ۶- مبانی اعتقادی 
    طرفین باید درباره اعتقادات مذهبی خود به روشنی با هم صحبت کنند. اگر یکی از طرفین مذهبی است و برایش به جا آوردن مناسک مذهبی خیلی مهم است، نمی تواند با یک فرد غیرمذهبی ازدواج کند.

     

     

    پیش شرط های ازدواج 

     7- مکان زندگی 
    اگر زوج تمایل دارند در خارج از کشور زندگی کنند، این تمایل باید دوطرفه باشد. اگر از دو شهر مختلف هستند هم باید درباره شهر محل سکونت به تفاهم برسند. زندگی زن و شوهر دور از هم معنا ندارد و به تدریج باعث سست شدن رابطه خواهدشد.

    ۸- سابقه ازدواج قبلی 
    گاهی دیده می شود فرد ازدواج قبلی خود را از طرف مقابل پنهان می کند. این کار بسیار اشتباه است. در این مورد باید شفاف صحبت کنند. گاهی نیز از ازدواج قبلی فرزندی دارند، همسر آینده حق دارد از نقش خود در زندگی و نقش همسرش اطلاع داشته باشد.

    ۹- اختلاف سنی 
    اختلاف سنی در زوج بهتر است بیش از ۱۰ سال نباشد. اختلاف سنی زیاد می تواند در تفاهم و تعاملات بین فردی مشکلات زیادی را ایجاد کند.

    ۱۰- تفکیک موارد قابل مذاکره از موارد غیرقابل مذاکره 
    بعضی از موارد مثل اختلاف سنی، خانوادگی و ازدواج مجدد قابل مذاکره و گفت و گو هستند و اغلب هم می توان راه حلی برای آن پیدا کرد. در حالی که مواردی مانند اختلاف سلامت روانی و شخصیتی تا وقتی فرد کاملا درمان نشده قابل مذاکره نیست. بیشتر افرادی که دچار اختلال شخصیتی هستند، از بیماری خود اطلاع ندارند و رفتارشان را طبیعی می دانند در حالی که رفتارهایی مانند سوءظن و شک برای همسر کاملا غیرقابل تحمل است. مشاور ازدواج، مواردی را که ممکن است منبع اختلاف و تعارض ها باشد، به زوج معرفی می کند تا درباره آن بیشتر فکر کنند. مشاور ازدواج هرگز مستقیم به زن و مرد نمی گوید که شما برای هم مناسب نیستید بلکه با نشان دادن موانع سعی در برطرف کردن مشکل یا آگاه کردن طرفین را دارد. مشاور عوامل خطرسازی را که ممکن است به رابطه خدشه وارد کند تشریح می کند.

     

     

    نکات و دانستنی های ازدواج

    نگویید خودش مهم است، نه خانواده اش! 
    گاهی طی تحقیقاتی که قبل از ازدواج انجام می گیرد، معلوم می شود در یکی از خانواده ها مشکلات رفتاری نابهنجاری وجود دارد؛ مثلا برادر پسر یا دختر بزهکار یا معتاد است یا به فرض پدر دختر در زندان به سر می برد. در این مواقع معمولا خانواده عروس یا داماد دچار تردید می شوند که آیا این وصلت درست است یا نه؟

    این نگرانی اصلا نابجا نیست و طبیعی است که به ناسالم بودن الگوهای تربیتی شک کرد. چون برداشت انسان ها از چنین خانواده هایی این است که قادر به تربیت فرزندشان نبوده اند. پس اختلالات تربیتی در عروس یا داماد آینده نیز ممکن است وجود داشته باشد که هنوز بروز نکرده است اما اگر از نظر علمی و روان شناختی به این موضوع نگاه کنیم، لزوما نباید اشتباه یک فرد از خانواده را به همه نسبت داد.

    در این موارد باید به مشاور مراجعه کرد. در جلسات مشاوره می توان تا حدودی به شخصیت فرد و خانواده اش پی برد. البته انسان ها شخصیت متغیری دارند و پیش بینی قطعی در این موارد وجود ندارد اما وقتی می بینیم که در خانواده ای چند معتاد وجود دارد یا میزان طلاق در اعضای خانواده و حتی بستگان درجه اول بسیار بالاست، در وصلت با چنین خانواده ای باید تامل بیشتری کرد و ازدواج را به تاخیر انداخت. ازدواج باید آگاهانه و عاقلانه باشد. وصلت با چنین خانواده هایی پرخطر محسوب می شود و اگر این عوامل مهم نادیده گرفته شوند، احتمال بروز مشکلات عدیده ای در آینده وجود دارد. 

    در آخر اگر تمامی شرایط و جوانب را در نظر گرفتید و گزینه مناسب خود را پیدا کردید،به فکر تکمیل خود باشید و زندگی جدید و سرشار از محبت خود را شروع کنید.

     

                                                                                            

                                                                                                                                                                                                                     منبع:نمناک

    بازدید: 3

  • ازدواج – مهر ۹۴

    سلام خانوم ناموران .من ی دختر ۳۱ساله هستم که ی خاستگار دارم که خودش می گه بیماری هیستیری داره و۱۰ساله قرص ضد افسردگی مصرف می کنه و می گه کمی منزوی هستش وبه نظرش داروها تاثیری روش ندارن و خیلی ناامید شده و مجبوره تا آخر عمرش قرص مصرف کنه .آیا ازدواج با همچین آدمی مشکل داره یا نه لطفا راهنمایی کنین

    با سلام

    ازدواج با چنین آدمی شما را به دردسر می اندازد. البته با روان درمانی طولانی شاید کمی بهتر بشه. البته ممکنه بتوانید دلیلی برای ازدواج با ایشان داشته باشید و بخواهید این شرایط را تحمل کنید.

    موفق باشید ناموران

    بازدید: 0

  • ازدواج-مهر۹۴

    بنده یک جوان ۳۰ ساله فوق لیسانس ریاضی و مجردم. که یک ساله که خدمت سربازیم تمام شده و الان سه ماه است که در یک قنادی معتبر در تبریز بعنوان صندوقدار مشغول به کارم که هر روز از ساعت ۹ صبح تا ۱۰ شب یکسره در محل کارم هستم که هفته ای یک روز تعطیلم و هر ماه اجازه دو روز مرخصی بدون کسر حقوق دارم و ماهی ۸۰۰ هزار تومان از کارم حقوق دریافت میکنم و ۵۰۰ هزار تومان از وقتی که از سربازی برگشتم پدرم به حسابم واریز میکند و هم اکنون مقداری پول پس انداز کردم که به راحتی میتوانم نامزد کرده و ازدواج کنم. و بنده به دختر عمه ام که در تهران زندگی میکنند و پدرامون هر دوشان فرهنگی و همکار و هم رشته اند علاقه مند شده ام و از پدرم درخواست کردم که پا پیش بگذارد و با پدر دختر عمه ام راجع به من حرف بزنه اما پدرم بهانه هایی از جمله کم بودن وقت آزادم برای وقت گذاشتن برای کنار نامزدم بودن را میاورد و میگوید وقت ازدواج ندارم. در صورتی که بنده هفته ای یک روز را میتوانم با نامردم کامل باشم و آخر هر ماه دو روز مرخصی دارم و من همچین مشکلی ندارم. در کل پدرم فقط از قدم جلو گذاشتن برای دختر خواهرش ترس و واهمه دارد و شانه خالی میکند و به همین خاطر بهانه میاورد. چون دختر خاله اینجانب که در تبریز هم زندگی میکند خواستگارش کسی بود که کارش در قشم بود و ۴۰ روز یه بار یک هفته کنارش بود و به دیدنش می آمد و مشکلی هم پیش نیامد و یک سال هم نامزد ماندند و الان زندگی خوبی دارند. اکنون من از شما تقاضای راهنمایی دارم که چه کنم؟

     

    با سلام

    این دلایل را برای پدرتان در جلسه ای جدی توضیح دهید. و از او خواهش کنید تا همراهیتان کند. ابتدا به محبتهای ایشان اشاره نموده از او تشکر کنید، برای اقناع ایشان از مثال استفاده نمایید.

    موفق باشید.

    بازدید: 0

  • ازدواج

    با سلام خدمت اقای دکتر احمدی
    من دختر ۲۵ ساله هستم که در رشته پزشکی اخیرا فارغ التحصیل شدم و سال بعد قرار است در مقطع دستیاری ادامه تحصیل بدهم
    من تاکنون همه خواستگارانم رو به جهت تحصیل رد کرده ام اکنون بعد قبولی در دستیاری تصمیم به ازدواج و پذیرش خواستگاران نموده ام مشکل من سطح تحصیلات طرف مقابل است من ترجیح می دهم که طرف مقابل من هم پزشک باشد ولی از طرفی اعتقاد دارم که شخصیت اجتماعی انسان ها کاملا وابسته به درس نیست
    از سوی دیگر پزشکی خودش مشکلاتی دارد مانند نیاز به درس خواندن زیاد کشیک های زیاد رزیدنتی و بعد از همه این ها ۴ سال طرح در شهرستان های دیگر که هر مردی به راحتی قبول نمی کند
    به عنوان مثال من اکنون خواستگاری دارم با ۸ سال تفاوت سنی که اکنون در حال اتمام مقطع کارشناسی ارشد عمران است و من نمی دانم که ایا اصلا قبول به گفتگو کنم یا نه؟

     

    خواهر عزیزم!
    تناسب تحصیلی فقط یکی از معیارهای ازدواج است و در کنار آن از شما دعوت به توجه به سایر معیارهای ازدواج که نقش مهمی در موفقیت ان دارند دعوت میکنم.
    میتوانید برای بررسی خواستگاران و امر مهم همسرگزینی به مشاوران زبده ازدواج مراجعه نماید


    موفق باشید

     

    بازدید: 0

  • ازدواج

    سلام 
     متولد 1364هستم  در تاریخ ۱۳۹۱/۱/۲۸با پسری اشنا شدم که۳ماه از من کوچیکتره هردومونم فوق لیسانسیم.ایا این باعث مشکل میشه؟من البته کم سن نشون میدم.سوال (۲ ما تو اینترنت اشنا شدیم درست اونا ساکن تهران ومن تبریزم اما هردوماله یه شهرستانیم تو تبریز ومن وایشون همو میشناسیم ودورادور فامیلیم ومن از ابتدا به مادرم گفتم و ایشون به برادر بزرگترشون.بعد یه هفته /همو دیدیم تو رستوران ونهار خوردیم از هر لحاظ باهم تقریبا میخونیم.مثل سطح خانواده ومالی و ظاهر وفرهنگی.من که ۳روز رفتم تهران برای نمایشگاه کتاب دیدمش ۳روز باهم بودیم.چیزی ازارم نداد.چون ایشون دنبال امیریه اند تا حداکثر شهریور طول میکشه البته شایدم زودتر حالا چقدر زمان برا اشنایی مناسبه؟چند ماه؟چطور امتحانش کنم؟چندبار غیر مستقیم کردم مثلا ناراحت شدم دیدم زود از کوره در نمیره با ارامش توضیح میده .و چشچرون نیست و خساست نداره دیگه نمیدونم چطور امتحن کنم.اینم میگه کارم امروز درستشه فردا میام خواستگاری.

    ممنون منتظر جواب هستم.

    سلام
    خواهرم حضور خانواده در تعاملات شما فایده های زیادی دارد. مثلا روابط را طبیعی تر کرده و از تصنعی بودن و نقش بازی کردن جلوگیری میکند. بنابراین ابتدا خواستگاری را رسمی نموده و سپس در محیط طبیعی به مشاهده رفتارهایشان بپردازید. البته در مورد تفاوت سنی تان باید بگویم که با مطالعه سایر موارد و معیارها بهتر میتوان در این مورد تصمیم گرفت که به همراه سوالات دیگر شما در جلسه مشاوره ازدواج امکان پذیر است. 
    ضمنا اگر توقع داشته باشید در موردی به این مهمی فقط به این طریق راهنمایی شوید کمی نامعقول است بهتر است ما برای پیشگیری از شکست و پیشبیشنی موفقیت ازدواج و آموزشهای لازم برای مراقبت از همسری مشاوره ازدواج را در جامعه جا بیاندازیم و اگر خودمان را دوست داریم مشاوره ازدواج را شرط ازدواج خود قرار دهیم.


    موفق باشید

    بازدید: 0

  • ازدواج

    باسلام….خانم ناموران….من یه دختر۲۱ساله هستم پارسال در اردیبهشت برام یه خواستگار مناسب اومده بودکه همه تاییدش میکردن ولی چون من کنکوری بودم خودم راضی نبودم به همین خاطر ماهم جواب منفی بهشون دادیم ولی وقتی زن دایی ام دید ما درمورد اون پسر داریم تحقیق میکنیم به خانواده اش گفته بود اونا هم گفته بودن نکنه جوابشو ن مثبت باشه ودختره ازدستمون بپره به همین خاطر اونا هم پاپیش گذاشتن ولی ما به اوناهم جواب منفی دادیم چون مادرم گفت هم کنکور داره وهم سنش کمه حالا سوال من اینه که تقریبا منو پسرهم سن یاحتی میتونم بگم تقریبا۱۹روز ازمن کوچکتره اگه باهاش ازدواج کنم برام مشکلی پیش نمیادثانیا اگه بخواهیم جواب نه بهشون بدیم چه طوری بگیم تا روابط چند خانواده بهم نخوره….باتشکر

     

     


    با سلام
    دوست خوبم برای تصمیم گیری در رابطه با ازدواج معیارهای متعددی مورد توجه قرار میگیرد. و صرف سن تنها فاکتور تصمیم گیری نیست. لذا با مراجعه به مشاوره ازدواج در مرکز ما یا سایر مراکز میتوانید بررسی دقیقتری داشته باشید.


    موفق باشید

    بازدید: 0

  • ازدواج

    سلام
    پسری ۳۹ ساله و مجردم. ۹ سال پیش با دختری اشنا شدم اما حوادثی رخ داد و ما بهم نرسیدیم
    .
    اکنون با گذشت این سالها ایشان با دختر ۷ ساله خود از همسرش به علت اعتیاد طلاق گرفته . اکنون من موندم که با او ازدواج کنم یا نه؟
    اصلا چنین ازدواجی عاقبت دارد؟
    راهنمایی کنید

     


    با سلام
    بدون بررسی سایر شرایط نمیتوان یک حکم کلی داد. لازم است اطلاعات بیشتری داشته باشیم.

    موفق باشید

    بازدید: 0