خانواده

باسلام من زن ۲۴ساله که ۷ماه زایمان کردم اما دچار افسردگی زایمان شدم که خیلی روزهای سختی باهمسرم داشتم و چون نمی تونسم به او محبت کنم بینمون خیلی مشکلات پیش اومد که من تا حدی تونستم از پس مشکلاتمان بر بیایم اما راهبطه همسر من اوایل خیلی عاشقانه بود اما بعد از ۴ سال رو به ضعف است و او می گوید دیگه احساس نمی کنم که باهم دوستیم ویا درد ودل ش را به من نمی گویید و از سر کار بر می گردد با اینترنت و کتاب مشغول است …و یک بار هم مسائل خوصوصیمان را به خوارش گفته بود یه بارم به خالش گفته بود من از زنم نفرت دارم البته این مربوط به اوایل زایمانم هست اما من چه طور می توانم این حالت اورا کنترل کنم ؟؟؟؟؟؟؟و راز دار بماند 
مشکل بعدی من این است که وقتی من خانه نیشستم او به فیلمهای مبتزل نگاه کرده که من از ان پس به او بد بینم احساس می کنم هر وقت تنهاست کار خلافی می کند چه طور می توتنم افکارم را درست کنم؟؟؟؟؟؟؟

سوال دیگرم مربوط به افکار منفی شدیدم هست!!!!!!!!نسبت به دخترم و همیشه اتفاق های بد ووشدید در ذهنم می اید و نسبت به شوهرم افکار خیانت …….نمی دانم چه طور مغزم را کنترل کنم دیوااااااااانه شده ام و از افکارم خسته شده ام مخصوصا افکار شکاک بودن نسبت به شوهرم که خانواده دوست است مزمانش را فقط با ماسپری می کند!

ممنون که جوابم رو می دید

 

دوست عزیز شما باید مشاوره حضوری داشته باشید

ناموران

موفق باشید

 

بازدید: 0