منفی بافی چیست؟ راههای مقابله با افکار منفی کدامند؟


برخی از ما استاد منفی جلوه دادن اتفاقات مثبت هستیم! بخشی از این کار به خاطر کمبود اعتماد به نفسمان است


منفی باف آدمیست که همیشه آیه یاس می خواند و جنبه منفی کار را می بیند و می گیرد و حتی المقدور از انجام دادن کار یا اظهار امیدواری درباره آن خودداری می کند و بیشتر به شرح معایب و موانع و مشکلات آن می پردازد

negativethoughts.

تفکر منفی چیست؟

۱ هر تفکری که باعث ناکارامد جلوه دادن امور می‏شود و آنها را عوامل شکست جلوه می‏دهد.۲ – هر اندیشه ای که مانع موفقیت درانجام اموری است که به طور قطع از سرانجام آنها خبر نداریم.


الگوهای فكری منفی  كه ما را به سمت افسردگی می برند

تفكر همه یا هیچ: او اخیرا در شركت تقاضای ترفیع كرده بود اما آنها ترفیع را به كارمند دیگری دادند كه تجربه اش بیشتر بود. حالا او به این نتیجه رسیده است كه هیچ وقت ترفیع نمی گیرد. او احساس می كند كاملا در شغلش شكست خورده است.

زیاده از حد عمومیت دادن: او خیلی تنهاست و بیشتر وقتش را در منزل می گذراند، بعضی اوقات مردم به او می گویند كمی بیرون برود و با آدم ها ارتباط داشته باشد اما او احساس می كند اینكار بی فایده است چون بر این باور است هیچ كس نمی تواند واقعا او را دوست داشته باشد.

غربال كردن روانی: او روز بدی داشته است. حین رانندگی به سمت منزل، راننده ای مهربان به كمك او آمد تا از ترافیك سنگین نجات پیدا كند. درست بعد از آن راننده بی دقت دیگری با ماشین او تصادف كرد. او به این نتیجه رسیده است كه در این شهر همه بی دقت، بی مسئولیت و خطاكارند.

بی ارزش كردن موارد مثبت: اخیرا او در عكاسی عكس انداخته بود. دوستش با دیدن عكس به او گفت بسیار خوب افتاده است اما او با عصبانیت شاكی شد كه اتفاقا اصلا عكس خوبی نیست. این درحالی است كه همه می گفتند تا به حال چنین عكس خوبی از او گرفته نشده است.

نتیجه گیری سریع و سطحی: منتظر دوستش در رستوران نشسته است. دوستش ۲۰ دقیقه دیر آمد. او بلافاصله به این نتیجه رسید كه دوستش حتما سراغ چند تا كار دیگر رفته و برای این قرار ارزش قائل نیست. این در حالی است كه دوستش در ترافیك گیر كرده بود.

بزرگنمایی و كوچك نمایی: مشغول بازی فوتبال است. اما حین بازی دچار خطای بزرگی شد كه هم بازی ها را كمی ناراحت كرد. اما بلافاصله بعد از آن گل زد. در آخر بازی دائم اشتباهش را به یاد می آورد و اصلا گلی را كه زده فراموش كرده بود.

استدلال عاطفی: او به خانه نگاهی انداخت. كاملا به هم ریخته بود. بلافاصله احساس بدی به او دست داد: به هم ریختن خانه یعنی اینكه من ناتوانم. اصلا امیدی به تمیزی نیست پس اصلا چرا باید سعی كنم كه همه جا تمیز و مرتب باشد؟!

بایدهای بی مورد: در مطب دكتر منتظر بود. دكتر تاخیرداشت. او دائم به خود می گفت: وقتی پول ویزیت می دهم او باید سر موقع به مطب بیاید. باید بیش از این توجه و دقت داشته باشد. اصلا باید قانونی باشد كه این جور آدم ها را درست كند. كه البته اكثرا نتیجه این باید و بایدها چیزی به جز تلخی و عصبانیت نیست.

انگ زدن اشتباه و بی مورد: او یك بار در طول رژیم لاغری خود بیسكوئیت خورد. هنوز كه هنوز است می گوید من آدم چاق و بی عرضه ای هستم كه یك بار رژیم خودم را به هم زدم.

به خود نسبت دادن: فرزندش در درس ضعیف است. او دائم حس می كند كه مادر خوبی نیست و همه این مشكلات به خاطر كوتاهی و قصور او به وجود آمده است.

دور کردن ذهن از افکار منفی

برخی از ما استاد منفی جلوه دادن اتفاقات مثبت هستیم

 – اعتماد به نفستان را افزایش دهید

برخی از ما استاد منفی جلوه دادن اتفاقات مثبت هستیم! بخشی از این کار به خاطر کمبود اعتماد به نفسمان است. ما حس می کنیم که شایستگی چیزی را نداریم در نتیجه مثلا وقتی یکی از اطرافیان یا همکاران از ما تعریف می کند سریعا در مقابل تعریفش گارد می گیریم و تصور می کنیم مشغول چاپلوسی است و یا قصد دارد به طور غیرمستقیم برخی از نقایص ما را به رخمان بکشد. از طرفی تعدادی از افراد با این تصور که «من دوست داشتنی نیستم»، بسیاری از رفتارهای همسرشان را به گونه دیگری تعبیر و تفسیر می کنند. این دسته از افراد حتی رفت و آمد همسر با خانواده پدری اش را این گونه تفسیر می کنند: او نسبت به من «بی اعتنا و بی تفاوت» است.

عیبجویی از خود را کنار بگذارید
در مسیرتان انتظار دست انداز هم داشته باشید و آن ها را بپذیرید. افکار منفی، بدگویی و عیبجویی از خود را از ذهنتان بیرون کنید. در مورد مسائل و اتفاقات گذشته فکر نکنید، فقط از آن ها تجربه بگیرید و به راهتان ادامه بدهید. تغییر دیدگاهتان در مورد دنیا به شما اجازه می دهد تا در مشکلات و گرفتاری ها دنبال شانس باشید.

خودتان را درست آن طور كه دوست دارید باشید، تصور كنید

هر روز تصوری مثبت از خود داشته باشید مثلا تصور كنید در برنامه ریزی كه كرده اید به نتیجه خوبی رسیده اید و موفق شده اید. به موفقیت ها و شادی های گذشته فكر كرده و آنها را دقیقا در ذهنتان دوباره مجسم كنید. این كار روحیه شما را بهتر می كند.

خود را با شرایط وفق دهید
زمان هایی را که در گذشته منفی بینی به سراغتان آمده را به یاد آورید و به خود یاد آور شوید که چگونه آن را پشت سر گذاشته اید. حتی برای یک فرد مبتلا به منفی بینی یا کسی که دچار افسردگی است هم امید همیشه وجود دارد. سعی کنید اعتماد به نفستان را بالا ببرید و با این کار، رفتارهایتان جنبه ی مثبت بیشتری خواهند گرفت.

از جملات مثبت استفاده کنید
صبح كه از خواب بلند می شوید در آینه نگاه كنید و بگویید:( امروز من چقدر سرحال هستم. چهره ام زیباتر از قبل شده است. من آنقدر باهوش و باكفایت هستم كه مطمئنا بیشتر مردم مرا دوست دارند.) در طول روز هم افكار مثبت و حتی اعمال مثبتی را كه انجام داده اید بنویسید. این كار اعتماد به نفس شما را تقویت می كند.

از هم نشینی با افرادی که افکار منفی را به شما تزریق می کنند دوری کنید

مطمئنا افرادی که نمی توانند درباره خودشان و توانایی هایشان به گونه ای مثبت بیندیشند و جملاتی از این قبیل استفاده می کنند که «من یک آدم بد شانسم و همیشه در زندگی یک بازنده بودم»، فکرهای فلج کننده خود را به شما نیز منتقل خواهند کرد. از طرفی دسته ای از افراد نیز وجود دارند که اگر چه همواره درباره خود مثبت اندیشند اما موفق نمی شوند افکار منفی خود را درباره دیگران متوقف کنند. همنشینی با این دسته از افراد نیز باعث می شود شما دیر یا زود تحت تاثیر افکار منفی آن ها حتی درباره اطرافیان خود قرار بگیرید.

منبع: های دکتر

 

بازدید: 1