ازدواج-مهر۹۴

بنده یک جوان ۳۰ ساله فوق لیسانس ریاضی و مجردم. که یک ساله که خدمت سربازیم تمام شده و الان سه ماه است که در یک قنادی معتبر در تبریز بعنوان صندوقدار مشغول به کارم که هر روز از ساعت ۹ صبح تا ۱۰ شب یکسره در محل کارم هستم که هفته ای یک روز تعطیلم و هر ماه اجازه دو روز مرخصی بدون کسر حقوق دارم و ماهی ۸۰۰ هزار تومان از کارم حقوق دریافت میکنم و ۵۰۰ هزار تومان از وقتی که از سربازی برگشتم پدرم به حسابم واریز میکند و هم اکنون مقداری پول پس انداز کردم که به راحتی میتوانم نامزد کرده و ازدواج کنم. و بنده به دختر عمه ام که در تهران زندگی میکنند و پدرامون هر دوشان فرهنگی و همکار و هم رشته اند علاقه مند شده ام و از پدرم درخواست کردم که پا پیش بگذارد و با پدر دختر عمه ام راجع به من حرف بزنه اما پدرم بهانه هایی از جمله کم بودن وقت آزادم برای وقت گذاشتن برای کنار نامزدم بودن را میاورد و میگوید وقت ازدواج ندارم. در صورتی که بنده هفته ای یک روز را میتوانم با نامردم کامل باشم و آخر هر ماه دو روز مرخصی دارم و من همچین مشکلی ندارم. در کل پدرم فقط از قدم جلو گذاشتن برای دختر خواهرش ترس و واهمه دارد و شانه خالی میکند و به همین خاطر بهانه میاورد. چون دختر خاله اینجانب که در تبریز هم زندگی میکند خواستگارش کسی بود که کارش در قشم بود و ۴۰ روز یه بار یک هفته کنارش بود و به دیدنش می آمد و مشکلی هم پیش نیامد و یک سال هم نامزد ماندند و الان زندگی خوبی دارند. اکنون من از شما تقاضای راهنمایی دارم که چه کنم؟

 

با سلام

این دلایل را برای پدرتان در جلسه ای جدی توضیح دهید. و از او خواهش کنید تا همراهیتان کند. ابتدا به محبتهای ایشان اشاره نموده از او تشکر کنید، برای اقناع ایشان از مثال استفاده نمایید.

موفق باشید.

بازدید: 0